تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
نمىرفتند « 1 » . ومؤلّف اين كتاب - محتاج به رحمت رب الأرباب - احمد اردبيلى گويد مرا گذار به اصفهان افتاد ، ديدم كه مردم آن بلده شيخ ابوالفتوح عجلى شافعى اصفهانى را شيخ ابو الفتوح رازى نام كرده بودند ، و به اين بهانه به عادت پدران خويش قبر سنى صوفى را زيارت مىكردند ، اگرچه از مردم آن ديار امثال اين كردار دور نيست ، زيرا كه پنجاه ماه زياده از ديگران نسبت به حضرت شاه ولايت ناشايست وناسزا گفته‌اند ، و در اين زمان كه مذهب شيعه به قدرى قوّتى گرفته ؛ ايشان همچنان مانند پدران خود چندان محبتى به شاه مردان ندارند . و بايد دانست كه چون سالهاى بسيار ظلمه واشرار در بلاد اسلام استيلاى تمام داشتند مقابر اكثر اولاد واحفاد ائمه معصومين عليهم السلام واكابر اصحاب واحباب ايشان مستور وپنهان ، وقبور بسيارى از علماى سنى وگوشه‌نشينان ايشان ظاهر و نمايان بود . و چون مذهب حق اماميه در بلاد ايران اندك تقويتى يافت بعضى بىخبران از عذاب گور ومصاحبت مار ومور به طمع توجّه مردمان نادان از نزديك و دور واخذ هدايا ونذور در برخى از آن قبور كه در اين حدود بود به مزار امام زاده‌ها مشهور ساختند يا به دانشمندى شيعى منسوب گردانيدند ، و ما بسيار كسى از ديوانگان ومردمان فاسد عقيده را ديديم كه عوام كالانعام معتقد ايشان بودند ، و بعد از مرگ ايشان گور ايشان را زيارتگاه ساختند ، بلكه قبر
هامش
( 1 ) حديقة الشيعه : 604