بشمارند و در مجلس ذكر دف ونى زنند ، ودعوى كشف وكرامت كنند ، وكلاهها ولباسهاى نامتعارف وضع كردهاند ، و بعضى از ايشان گويند كه قبول داريم كه غنا حرام است اما آنچه به طرب در نيايد غنا نيست ، هرچند كه با ترجيع باشد « 1 » . و اما فرقه بيست و يكم ؛ كه زرّاقيهاند ، وخَدّاعيه نيز گويند ، واكثر ايشان وضعهاى شيّادانه وفريبنده سازند ، وجمعى از ايشان وضعهاى ملحدانه اختيار كنند ، وكلاههاى نمد كه پيران گمراه ايشان اختراع كردهاند بر سر نهند بىشال ودستار ، و بعضى شال عسلى يا دستارى بر دور آن نمد پيچند و سر آن كلاه را از آن بيرون آرند ، و بعضى بيشتر لباس را عسلى كنند ، چنان كه زىّ مجوس است ، و بعضى كه به سبب غرور در ميان مردمان خود آن طور كلاهها وجامهها نپوشند مريدان را به پوشيدن آن امر كنند ، وكلاه وخرقه به ايشان دهند . واكثر اين طايفه طالب رقص وسماع باشند ، و بيشتر ايشان مانند جمهوريه عقائد ومذاهب اكثر طوايف صوفيه را در هم آميخته ؛ از براى خود يك مذهب سازند ، و منكر سادات و علماء باشند ، ومكرر ديدم كه مردى از علوم دينيه - بلكه از سواد خوانى مطلق - بىبهره بود ؛ به مجرد آنكه شعر « گلشن راز » را معنى مىگفت اين گروه او را اعلم وافضل علماء مىگفتند « 2 » . سيّد مرتضى رازى به سند معتبر از شيخ مفيد به سند صحيح از محمّد بن عبدالجبّارِ ثقه روايت كرده از حضرت امامحسن عسكرى عليه السلام كه آن حضرت
هامش
( 1 ) حديقة الشيعه : 589 و 590
( 2 ) حديقة الشيعه : 589 و 562