مفوّضه باشند ، واللَّه العالم الموفّق . خلاصه در مسألهء جبر شش مذهب است : يكى : مذهب جهميه است ، تابعان صفوان بن جهم ؛ كه گويند : بنده فاعل فعل خود نيست ، بلكه آن فعل خداست « 1 » ، و فرق نيست ميان حركت مرتعش وحركت صحيح ، وبطلانش واضح است ، چنان كه عارف معتزلى در شأن بُشر مريسى جبرى گفته كه : خر بشر عالمتر است از بشر ، زيراكه چون خر به نهرى رسد كه داند جستن آن مقدورش هست مىجهد ، و اگر داند كه مقدورش نيست نمىجهد ، پس خر فرق گذارد ميان مقدور خود و غير مقدور خود ، وبشر اين فرق را نمىكند . دوم : مذهب اشعريه است ، تابعان ابوالحسن اشعرى ، كه قائل به قدرت كسبيه شدهاند ، و به آن فرق ميان حركت مرتعش و صحيح كردهاند « 2 » ، هرچند كه قدرت كسبيه را اثرى نيست ، و فعل بنده فعل خداست ، و اين مذهب مولوى است ، چنان كه گفته :
گفت آن « 3 » آدم ظلمنا نفسنا * او ز فعل حق نبد غافل چو ما
يك مثال اى دل پى فرقى بيار * تا بدانى جبر را از اختيار
چون يدى جنبان شود از ارتعاش * وآنكه دستى را تو لرزانى زجاش
هر دو جنبش آفريدهء حق شناس * ليك نتوان كرد اين با آن قياس
زان پشيمانى كه لرزانيديش * مرتعش را كى پشيمان ديديش « 4 »
هامش
( 1 ) ملل ونحل شهرستانى 1 / 80
( 2 ) ملل ونحل شهرستانى 1 / 88 شرح مقاصد تفتازانى 4 / 223
( 3 ) در مصدر آن نيامده است
( 4 ) مثنوى 1 42