ننگ اين تردامنان مسلمان نام ، ووحشت اين درويش صورتان كافر كام ، از نظر خلق متوارى گشتهاند ، و روى غيرت در پسِ ديوار عزلت آورده ، وروزگار در ماتم اين مصيبت به سر برده ، واللَّه المستعان على ماتصفون « 1 » .
آن دم كه از او نور ضياء آيد كو ؟ * و آن كس كه از او رأى جفا نايد كو ؟
اسلام شده فسون اين مشتى ديو * مردى كه از او بوى وفا آيد كو ؟
بعد از نقل اين چند كلمه صاحب كتاب « تسلية الشيعه » در آن رساله [ و ] « سلوة الشيعه » - هر دو - مىگويد : بدانكه متصوفه را سخنهاى خوب وگفتگوهاى مرغوب بسيار است ، اكثر مردمان از اين راه به دام ايشان افتادهاند ، وندانستهاند كه اصل درستى اعتقاد است ، و با فساد آن ؛ گفتار وكردار نيكو همه بر باد است ، اما به حكم « لا تنظر إلى من قال وانظر الى ماقال » « 2 » ، سخنان حكمت آميز نزد ارباب تميز پسنديده آيد ، اگر چه قائل آن كافرى باشد . پس مرد صاحب خرد بايد كه در كلام نسفى نگرد ، و كمال نيكوئى اكثر سخنانش را دريابد ، خصوصاً در آن تأمّل نمايد كه مىگويد : ارباب مناصب قضا ميل به ارتشا نمودهاند ، و از بىباكى وناپاكى رشوهخواران زمان بيشتر ايشان دعواى تصوّف مىكنند عبرت گيرد ، آيا اين مستانِ شراب جهل ونادانى ، عاشقان پير زال ؛ نو عروس نماى دنياى دنى فانى نمىداند كه طايفه كه هميشه ايشان را مذمّت كردهاند ، وخاصّه وعامّه در طعن ايشان احاديث
هامش
( 1 ) سلوة الشيعه وقوة الشريعه : 3 - 5 نقل از تصفية القلوب ( با اندكى اختلاف )
( 2 ) هداية العلم : 147 حديث 19 ، غررالحكم ودررالكلم : 58 حديث 612 ، كنزالعمال : 16 / 269 حديث 44397 ، بحارالانوار : 2 / 99 حديث 56 و 57 و 58