براى آن فرستاد كه خلق را هدايت كنند ، و خلق را از جن و انس از جهت عبادت آفريده است ، چنان كه فرموده : ( ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَالانْسَ إلّا لِيَعْبُدُونِ ) « 1 » وكيفيت عبادات را از براى ايشان معلوم نموده ، وامر به تعليم فرموده ، و نهى از بدعت واختراع در دين كرده ، و هر بدعتى را ضلالت شمرده و راه هر ضلالتى را به آتش جهنم قرار داده . و هر بالغ عاقل مكلّف است به فروع ؛ مانند : اصول دين ، به اجماع مؤمنين واتّفاق مسلمين ، سواى ابوحنفيه از اهل سنت كه كفّار را به فروع مكلّف نمىداند ، وجوابش در اصول است ، و بر هر مكلّفى واجب است تحصيل مسائل واجبهء خود هرچند به تعليم وتقليد ديگرى باشد ، به اجماع علما از مجتهدين واخباريين . پس بر ابوالحسن خرقانى وغيره قبل از وصول به كمال معرفت تحصيل مسائل واجبه ، وتصحيح وقراءت حمد و سوره ، وسائر اذكار واجبه ، واجب بوده ، و معلوم شد كه بعضى از ايشان در وقت ادعاى كمال معرفت مسائل واجبهء نماز خود را نمىدانستند ، وخرقانى الحمد را به هاء هوّز كه دالّ بر كفر است مىخواند ، وابدال قاف به كاف كه مبطل نماز است مىكرده ، و اين از رهگذر امّى بودن وبىسوادى خرقانى و ياد نگرفتن او بوده ، نه از رهگذر عدم مخرج حاء حطّى وقاف او بوده ، و نه از جهت تعذّر وتعسّر يا سهو در اخراج از مخارجش مىبوده ، چنان كه در حديث وارد است كه : « سين بلال شين عنداللَّه » « 2 » ، وملائكهاى چند موكلند بر تصحيح قراءت ملحونه .
هامش
( 1 ) الذاريات ( 51 ) : 56
( 2 ) عُدَّة الداعى : 27