الشيعه » ، وآخوند ملّا عبداللَّه شوشترى ، وآخوند ملّا محمّد تقى مجلسى ، وآخوند ملّا محمّد باقر مجلسى ، وشيخ حر عاملى ، وشيخ عبداللَّه بن صالح بحرينى ، وآخوند ملّا محمّد طاهر قمى وامثالهم ، كثر اللَّه امثالهم . پس اگر آن فضلاى عدول كلمهء موهمهء ايشان را از ايشان مىدانستند ، يا آنها را محمول بر خلاف ظاهر وتقيه به قرائن نمىدانستند ، البته ايشان را مدح وتوثيق نمىكردند ، چنان كه مولوى رومى ومعروف كرخى وبايزيد بسطامى وحلّاج و ساير مشايخ را در جملهء رجال شيعه ننوشتهاند ، وقليلى از آنها كه بعضى نوشتهاند مدح وتعديل نفرمودهاند ، بلكه مذمت نمودهاند ، واستشهاد به كلام آنها - چنان كه شيخ بهائى در « نان وحلوا » وغيره - نمودهاند ، نظر به حديث : « الحكمة ضالّة المؤمن » « 1 » و « خذ ما صفا ودع ماكدر » است ، چنان كه به تفصيل گذشت . ومفصلا آنكه : اشعار منسوبه به شيخ بهائى ثبوتش از شيخ معلوم نيست ، و در هيچ يك از كتب شيخ به نظر نرسيده ، و بر فرض ثبوت ممكن است حملش بر آنچه مذكور شد ، به دليلى كه مذكور شد ، به علاوه آنكه مذمّت صوفيه را شيخ در كشكول فرموده ، چنان كه گذشت فتأمل . و آنچه در « نان وحلوا » فرمودهاند « 2 » ؛ نه صريح است و نه ظاهر در خوبى ، بلكه و نه در ايمان مولوى ، ومدح .
هامش
( 1 ) عوالى اللئالى : 4 / 81 حديث 82 ، سنن ترمذى : 5 / 49 حديث 2687
( 2 ) نان وحلوا : 250 ، متن شعر چنين استقم وزمزم نى باشعار العجم * كى تريح الروح من هم وغم
وابتدء منها ببيت المثنوى * للحكيم المولوى المعنوى
بشنو از نى چون حكايت مىكند * وز جدائيها شكايت مىكند