قادرند ؛ بر رفع بليّات و بر منافع دنيويه واخرويه . سوم آنكه : دعوى مىكنند كه شيطان را مىبينيم ، و بر وى تسلط داريم ، واو ما را يار ومددكار است ، و از ما مىترسد . چهارم آنكه : دعوى خوابها مىكنند كه گاهى خدا را به خواب ديدهاند ؛ بلكه با او دعوى نمودهاند ، و گاهى پيغمبر را به خواب ديدهاند ، ومذمت وبدى شيعيان را از او يافتهاند ، و گاهى دعوى وحى مىكنند و شنيدن نداى خدا بىواسطهء ملك مىكنند ، وابلهان واشعريان واحمقان تصديق ايشان مىنمايند . پنجم آنكه : دعوى ظهور معجزات وخوارق عادات مىنمايند از براى خود و زنان وكنيزان مجهوله واطفال شيرخواره ، مثل شيخ عبد القادر ، و طفل شش ساله ، مثل مولوى رومى ، بلكه از براى گربه وسگ كه از براى آنها ظهور خارق عادات ادعا نموده ، و بعد از مردن سگ وگربه آنها را غسل داده و كفن كرده و دفن نموده و بر قبرش قبّه ساختهاند ، چنان كه گذشت ، و بنابر اين محتمل است كه ا كثر قبور مشايخ ايشان قبور سگ وگربه باشد ، و قدرى از دعاوى مذكوره قبل از اين گذشت .
دعوى مصاحبت وملاقات با خضر
اما دعوى اول ؛ پس علاء الدّولهء سمنانى گفته كه : شتربانان در مدينه در سنهء ثلاث وعشرين وسبعمائه جنگ سنگ مىكردند ، در آن ميان سنگى بر سر خضر آمد وبشكست ، و سه ماه سرش ورم داشت اين حكايت را فاضل ميبدى از علاء الدّوله نقل كرده « 1 » .
هامش
( 1 ) شرح ديوان اميرالمؤمنين : 103