تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
حقّا كه وى آن بود كه اندر يد بيضا * مىكرد شبانى در چوب شد و بر صفتِ مار برآمد * زان فخر كيان شد برگشت دمى چند بر اين روى زمين او * از بهرِ تفرّج عيسى شد و بر گُنبدِ دوّار برآمد * تسبيح كنان شد اين جمله همان بود كه مىآمد ومىرفت * هر قرن كه ديدى تا عاقبت آن شكلِ عرب وار برآمد * داراى جهان شد منسوخ نباشد ، چه تناسخ چه حقيقت * آن دلبرِ زيبا شمشير شد و از كف كَرّار برآمد * قَتّالِ زمان شد نه ، نه كه هم او بود كه مىگفت أنا الحق * در صورت بُلها منصور نبود آن كه بر آن دار برآمد * نادان به گمان شد رومى سخن كفر نگفتست چه قائل * منكر مشويدش كافر شود آن كس كه به انكار برآمد * از دوزخيان شد « 1 »
ونيز در ديوانش گفته « 2 » نظم
اى قومِ به حج رفته كجائيد كجائيد ؟ * معشوق همين جاست بيائيد بيائيد آنها كه طلبكارِ خدايند خدايند * حاجت به طلب نيست شمائيد شمائيد
هامش
( 1 ) ( 2 ) ( 1 ) ديوان شمس تبريزى : 483 و 484 .