تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
بعد از آن نقل كرده است از شخصى كه گفت : يكى از فرقهء نوريّهء صوفيه كه رفيق من بود در باديه روزى به من گفت كه : دوش لحظه‌اى به خواب رفتم فلان شخص آمد و دست بر پاى من نهاد وخاموش بودم ، دست بالاتر برد هم خاموش بودم ، تا زير جامهء من بيرون كرد ومقصود خود حاصل كرد ، و من همچنان خاموشى اختيار كردم ، واو را از خود منع نكردم ، اين شخص گويد او را گفتم چون دوش خاموش بودى امروز او را چرا رسوا مىكنى ؟ گفت : نه بر وى تشنيع مىزنم ، معلوم تو مىكنم رضا وتسليم خود را كه تا چه غايت است « 1 » تمام شد كلام سيد مرتضى . وشايد از اين جهت غالباً گلرخان وامردان و اولاد اعاظم واعيان مريدان آن سگان مىشوند به طمع اينكه به وسيلهء اين حيله بدون تحمّل تَعَب وتصديعِ رياضت وعبادت به درجهء وصول وكشف رسند ، و صاحب دولت دنيا ودين گردند ومحتمل است كه ايشان در تحليل محرّمات وسقوطِ تكليفات مقلِّد ملاحدهء كراميّه باشند . ابو عبداللَّه كرام رئيس كراميه در كتاب « عذاب القبر » گفته كه : گناهان از زنا و لواط واستمنا و شهادت به دروغ واغلام با پسران ، خواه علانيه وخواه پنهان رواست ، الّا خمر كه علانيه وپنهان نتوان خورد ، كه آبروى مردم را مىريزد ، پس جملهء كبائر را بر شما حلال كردم . وظهور ابوعبداللَّه محمد بن كرامِ مذكور در زمان عبداللَّه بن طاهر در نيشابور بود ، واصلش سيستانى بود ، وحضرتِ رسالت صلى الله عليه و آله اخبار از ظهورِ آن
هامش
( 1 ) تبصرة العوام : 48 و 49 .
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 27 | محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )