بندگانِ جليل الشأنِ آصف جاهى - زيدَ جلالهُ العالى - در خصوص مردودِ درگاهِ خالقِ عباد ، ملقّب به معبود صيد معصوم على - به صاد - به بندگان بيگلربيگى - دام اقباله - رسيده ، كه داعى نيز مطالعهء آن نموده ، تحيّرِ غريب ، وتفكر عجيب به جهت داعى واحباب به هم رسيده ، كه با وجود كمال سعى واهتمام ملازمانِ سامى در ترويج شريعت نبويّه ، وطريقهء قويّهء مصطفويه ، كه شيوهء مرضيّهء آباءِ كرام و اجداد ذوى « 1 » الاحترام على الدوام بوده ، چرا بايست كه در اعانت معاندين دين قويم ، وراهزنان طريق مستقيم مدخليت داشته باشند ؟ !
نهايت ؛ آنچه به خاطر فاتر داعى رسيد اين است كه : معلوم بندگان آصفجاهى وملازمانِ سامى « 2 » الى الان نشده كه اين شخص كيست ؟ وطريقه وعقيدهاش چيست ؟ و بعضى از مريدين اين مردود امر را ملتبس ومشتبه نمودهاند ، اگرچه تفصيل حكايات اين شقىّ واتباع او ، ومذمّت ايشان كه در اخبار وآثار ورود يافته ؛ در امثال اين مراسلات متعسّر بل « 3 » متعذر است .
ليكن به مضمون : « مالا يُدرَك كُلّه لا يُترَك كُلُّه » « 4 » عمل شده ، از هزار يكى ، و از بسيار اندكى تحرير مىشود تا طالبان حقيقت را موجب تبصّر وتذكّر « 5 » گردد .
هامش
( 1 ) ب : ذوى العزّ والاحترام .
( 2 ) الف : شاهى .
( 3 ) الف : و .
( 4 ) عوالى اللئالى : 4 / 58 ، حديث 207 .
( 5 ) ب ، ج : تبصره وتذكره .