حليمهء دمشقيه
از سادات نساء شام بوده ، و استاد رابعهء شاميه است « 1 » .
فاطمهء نيشابوريه
از قدماء نساء خراسان بوده ، از كبار عارفات ، ابويزيد بسطامى - قدس اللَّه سره - بر وى ثنا گفته ، و ذوالنون مصرى از وى سؤال كرده ، در مكّه مجاور بوده ، و در راه عمره در سنهء ثلاث وعشرين ومائتين برفته از دنيا .
ابويزيد گفته كه : در عمر خود يك مرد و يك زن ديدهام ، زن فاطمهء نيشابوريه بود ، از هيچ مقام وى را خبر نكردم كه آن چيز وى را عيان نبوده .
يكى از مشايخ ذوالنون را پرسيد كه كِرا از اين طايفه بزرگتر ديدى ؟
گفت : زنى بود در مكّه وى را فاطمهء نيشابوريه مىگفتند ، در فهم معانى قرآن سخنان مىگفت كه مرا عجيب مىآمد « 2 » .
ام محمّد والدهء ابوعبداللَّه بن خفيف
وى را مكاشفات و مجاهدات و مشاهدات بسيار است ، گويند : كه شيخ در عشر اخير رمضان احيا مىكرد تا شب قدر را دريابد ، به بام برآمده بود و نماز مىگزارد ، والدهء وى ام محمد در درون خانه متوجه حق سبحانه و تعالى نشسته بود ، ناگاه انوار شب قدر بر وى ظاهر شدن گرفت ، آواز داد كهاى
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 619 .
( 2 ) نفحات الانس : 620 .