مريم بصريه
وى از اهل بصره است و در روزگار رابعه بوده ، و خدمت وى كرده ، و در محبّت سخن گفتى : و چون سخن محبت شنيدى بى خود گشتى ، و گويند كه در مجلسى كه از محبت سخن مىگفتند حاضر شد ، زهرهء وى بدريد و هم در مجلس جان بداد « 1 » .
معاذهء عدويه
از أقران رابعه است ، و با وى صحبت داشته ، چهل سال روى خود به آسمان نكرده ، و هرگز در روز چيزى نخورده ، و در شب خواب نكرده ، وى را گفتند ضرر بسيار به نفس خود مىرسانى ، گفت : هيچ ضررى نمىرسانم ، خواب شب را به روز انداختهام ، و خوردن روز را به شب « 2 » .
شعوانه
از عجم بوده ، و در « ابله » مىنشسته ، آواز خوب داشت و به نغمات خوش ، وعظ مىگفت و چيزى مىخواند ، زاهدان و عابدان و ارباب قلوب در مجلس او حاضر مىشدند .
گويند : چندان اندوه بر وى غلبه كرد كه از نماز و عبادات باز ماند ، و در خواب كسى به وى آمد و گفت :
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 616 .
( 2 ) نفحات الانس : 617 .