تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
به ايشان خطاب كرد كه : حقى و امانتى كه از خلفاى خاندان خواجگان - قدس اللَّه اسرارهم - به اين ضعيف رسيده ، و آنچه در اين راه كسب كرده آن امانت را به شما سپردم ، ايشان تواضع نمودند و قبول كردند . و در مرض اخير در غيبت ايشان در حضور اصحاب و احباب در حق ايشان فرموده‌اند : مقصود از ظهور ما وجود اوست ، او را به هر دو طريق جذبه و سلوك تربيت كرده‌ام ، اگر مشغول مىشود جهانى از او منوّر مىگردد . و در محلى ديگر فرموده : هر چه او مىگويد ؛ حق تعالى آن مىكند ، و در محلى ديگر او را تلقين ذكر خُفيه فرمودند و او را اجازت دادند به عمل بر موجب بر موجب آنچه داند ، از دقايق و حقايق آداب طريقت و تعليم آن ، الى غير ذلك من التشريفات التي لاتعد ولاتحصى . در محرم سنهء اثنين وعشرين وثمانمائه به نيت حج بيت اللَّه الحرام و زيارت نبيه - عليه الصلاة والسلام - از بخارا بيرون آمده ، و به مكه محترمه رسيده ، بعد از حج ايشان را مرضى عارض شده ، و از آنجا متوجّه مدينه ؛ در راه اصحاب را طلبيده و املا فرموده‌اند : بسم اللَّه الرحمن الرحيم جاءني سيد الطائفة الجنيد - قدس اللَّه تعالى سره - في ضحوة يوم السبت التاسع عشر من ذي الحجة ، سنة اثنين وعشرين وثمانمائه عند انصرافنا من مكّة المباركة زادها اللَّه تعالى تكريماً وبركةً ، ونحن نسير مع الركب وأنا بين النوم واليقظة ، فقال رضى الله عنه في زيارته وبشارته القصد مقبول ، فحفظت هذه الكلمة وسررت بها ، ثم استيقظت من الحالة الواقعة بين النوم واليقظة ، والحمدللَّه على ذلك . بعد از آن كلمات ديگر به عبارت عربى املا فرمودند ، و در روز چهارشنبه بيست و سوم به مدينه رسيده ، و از حضرت رسالت صلى الله عليه و آله بشارتها