تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
و سير بخوردند ، و وى مىبود تا همه بازگشتند ، آنگاه بيامد و قصد كرد كه لختى از آن بخورد ، روباهى از دور پديد آمد ، شير بازگشت و بر بالا شد ، تا آن روباه چندان كه بايست بخورد و برفت ، شير فرود آمد و لختى بخورد ، و من از دور نظر مىكردم ، به وقت رفتن به زبان فصيح مرا گفت : يا احمد ايثار بر لقمه كار سگان باشد ، و ايثار مردانِ دين جان باشد ! چون من اين برهان از وى بديدم ، دست از همهء شغلها بداشتم و ابتداى توبهء من بود « 1 » .

اديب كمندى

وى از معاصرين صاحب « كشف المحجوب » است ، گويند كه بيست سال بر پاى ايستاده بود جز به تشهد نماز ننشستى ، از وى پرسيدند چرا نمىنشينى ؟ گفت : مرا هنوز درجهء آن نيست كه اندر مشاهدهء حق بنشينم « 2 » .

ابوالحسن بن مثنى

نام وى على بن مثنى است ، شيخ ابوسعيد گويد كه : از شيخ ابوالحسن شنيدم كه در جامع بغداد بر كنار شبلى ايستادم ، وشخصى آنجا رسيد در كسوت اين قوم ، پرسيد كه ايّها الشيخ ما الوصل ؟ شبلى روى به وى كرد و گفت : ايّها السائل عن الوصل اسقط العطفتين فقد وصلت . سائل گفت : يا ابابكر ما العطفتان ؟ شبلى گفت : قام ذروة بين يديكم فحجبتكم عن اللَّه ، پس سائل گفت : يا ابابكر ما تلك الذروة ؟ گفت : الدنيا والعقبى ، كذا قال ربنا ( مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الدُّنْيا وَمِنْكُمْ مَنْ
هامش
( 1 ) نفحات الانس : 317 و 318 . ( 2 ) نفحات الانس : 318 .