است بر تكرار خواندن آن ، يا بر تقيّهء از سنّيان ، نظر به اخبار ايشان كه از آن جمله است خبرى كه از سعد بن ابى وقّاص - پدر عمر بن سعد لعين - روايت كردهاند كه : حضرت پيغمبر فرمود : « تغنوا بالقرآن ، فإنّ من لم يتغنّ بالقرآن فليس منّا » « 1 » .
يعنى : تغنّى كنيد به قرآن ، پس به درستى كه ؛ هركه تغنّى نكند به قرآن پس نباشد از ما يعنى : از مسلمانان .
و اين خبر ضعيف السند است نزد شيعيان ، و بر فرض صحّت سند ممكن است حمل آن بر استغنا و اظهار غنا ، وبىنيازى به سبب خواندن قرآن ومداومت بر آن .
و همچنين حرام است غنا كردن در تعزيه ومراثى شهيدان ؛ نظر به عموم ادلهء منع ، وعدم ثبوت مخصّص آن .
وحديث ضعيفى كه دال است بر امر حضرت به مرثيه خوان به اين كه بخوان به طريقى كه نزد خود مىخوانيد ؛ دلالتى ندارد بر آن ، زيراكه موقوف است بر علم به كيفيت خواندن در آن زمان ، وشايد آن شخص مأمور در خدمت آن حضرت از رهگذر حيا ، يا از خوف ومهابت آهسته مىخوانده ، حروف و كلمات را درست به گوش سامعين نمىرسانده .
والحاصل ، اين ملاعين - از هر فرقه از فرق مسلمين ومنتحلين وكافرين - آنچه بدى دارند به زعم ظاهر مذهبشان كه تسنّن است اخذ نموده ومىنمايند ، و خود را مانند شراب امّ الخبيثات ساختهاند .
هامش
( 1 ) مسند احمد : 1 / 280 حديث 1479 و 286 حديث 1515 ، سنن دارمى : 1 / 417 حديث 1490 و 2 / 563 حديث 3488 ، سنن ابى داود : 2 / 74 حديث 1469 ( با اندكى اختلاف ) .