وشيخ طوسى در « خلاف » وابن ادريس در « سرائر » با جمعى ديگر در تحريم مطلق غنا نقل اجماع نمودهاند « 1 » ، وجمعى مانند محقّق در « شرايع » ، وعلّامه در « تحرير » و « قواعد » ، وشهيد ثانى در « شرح لمعه » تصريح به شمول تحريم از براى قرآن ومطلق شعر فرمودهاند « 2 » ، وشهيد اول در « دروس » تفسيق مغنّى قرآن ومستمع ومجوّز آن نموده « 3 » .
و همچنين علّامه در شهادات « تحرير » فرموده : وهمگى فقها ولغويين تفسير غنا به تحرير صوت مطرب ، يا محزِّن يا مؤدّى اين معنى نمودهاند ، واحدى از اعلام ايمان واسلام تعريف غنا را به مصوّت به و به متعلق غنا ننمودهاند ، و غير صوت را در غنا اعتبار نفرموده « 4 » .
و در تعليق صوت مطرب ومحزِّن - به « بسم اللَّه » ، يا « باز اين چه شورش است » ، يا « يارم يارم » - به حسب لغت وعرف احدى از شيعه وسنّى فرق ننموده ونمىتوانند نمود ، و از اين جهت كسى كه قائل به حليّت غنا از براى خدا و قرآن يا مرثيهء شهدا مىشود به عنوان استثنا مىگويد ، وهيچكس از اعلام نگفته ونمىگويد كه اينها اصلا داخل غنا نبودهاند ، وتعريف غنا بر اينها صدق ننموده .
وتوهّم بعضى در اين مقام - نظر به عدم تعميم « الف ولام » ، وتخصيص ادلّهء تحريم به صورتى كه مصاحب آلات لهو باشد « 5 » - باطل است به اينكه : در
هامش
( 1 ) خلاف شيخ طوسى : 3 / 345 ، سرائر ابن ادريس : 2 / 222 .
( 2 ) شرائع الاسلام : 2 / 10 ، تحرير الاحكام : 1 / 160 و 161 ، قواعد الاحكام : 120 ، شرح لمعه شهيد : 3 / 212 و 213 .
( 3 ) دروس شهيد : 3 / 162 .
( 4 ) تحرير علامه : 2 / 209 .
( 5 ) كفاية الاحكام : 86 ، وافى : 17 / 220 ( با اندكى اختلاف ) .