نرود تا خدا او را رسوا كند ، مگر آنكه توبه كند » « 1 » و « هركه لواط كند نميرد تا مردم را به خود بخواند كه با او لواط كنند » « 2 » ، و « بر فرش بهشت ننشيند كسى كه در دبر او وطى شود » « 3 » ، و « حق تعالى را ملك نقّاله است كه نقل مىكند لوطيان را بعد از دفنشان به سوى قوم لوط ، تا آنكه با آنها محشور شوند » « 4 » و « دلهاى عاشقان دلهائى است كه خالى شده است از محبّت خدا ، پس ممتلى ساخته است خدا آنها را به محبّت غير خود » « 5 » .
امّا حديث « من عشق » كه گذشت پس آن را روايت كرده خطيب بغدادى سنّى در مسند خود از عايشه وابن الماجشون ودارمى ودارقطنى وجمعى ديگر از سنّيان از ابن عبّاس ، هر دو از پيغمبر صلى الله عليه و آله لكن جمعى كثير از اعيان سنّيان نيز تصريح نمودهاند كه حديث مذكور موضوع ودروغ است .
از آن جمله است ابن عدى در كتاب « كامل » « 6 » ، وبيهقى وابن طاهر در « ذخيره » و « تذكره » « 7 » ، وابو عبداللَّه حاكم ، وابن جوزى حنبلى ، وابو عبداللَّه محمّد بن ابى بكر شامى در كتاب « الداء والدواء » گفته است كه : در سند اين حديث سويد بن سعيد است ، وحفّاظ اسلام اين حديث را بر او ردّ كردهاند
هامش
( 1 ) مكارم الاخلاق : 429 .
( 2 ) المحاسن : 1 / 200 ، بحارالانوار : 76 / 67 حديث 11 .
( 3 ) بحارالانوار : 76 / 67 حديث 13 .
( 4 ) بحارالانوار : 76 / 71 حديث 24 ، توضيح : در حديث بجاى « ملك نقاله » ( الارض ) ذكر شده است .
( 5 ) امالى شيخ صدوق : 531 حديث 3 ، علل الشرائع : 140 حديث 1 .
( 6 ) كامل ابن عدى : 3 / 428 .
( 7 ) تذكرة الموضوعات : 64 .