كى مشرق انوارى * هى هى دغلى گم گم
تو معدن اضلالى * تو مرجع هر ضالى
نه مخزن اسرارى * هى هى دغلى گم گم
اى كاخ دلت بىنور * از شمع هدايت دور
كى شمع شب تارى * هى هى دغلى گم گم
در وادى گمراهى * تنها شدهاى راهى
نه قافله سالارى * هى هى دغلى گم گم
تو جرعه كش زقّوم * از خمر جحيم اى شوم
نايد چه تو خمارى * هى هى دغلى گم گم
با حق ز ازل گويا * از شرك تو گفتى لا
ناكرده تو اقرارى * هى هى دغلى گم گم
كو ديدهء حق بينت * چون كفر شد آئينت
كى طالب ديدارى * هى هى دغلى گم گم
تو باقى شيطانى * آن به كه شوى فانى
مخذول سر دارى * هى هى دغلى گم گم
در اوّل و در آخَر * در ظاهر و در باطن
تو كافر غدّارى * هى هى دغلى گم گم
با شرك نه اى زاهد * با كفر نه اى عابد
تو ملحد مكّارى * هى هى دغلى گم گم
وايضاً از جمله اشعار الحاد دثار ايشان اين است كه منسوب است به سيّد شاه على رضاى خراسانى ، كه اسم او در شجرهء منحوسه سابقاً مذكور شده