تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
نصّ اشتاق إلى قربك في المشتاقين * ساخت مشتاق على را به ولايت منصوص
و از حرف « الف » اين غزل عرض مىشود :
گنجينه منم پيمبرى را * آينه منم سكندرى را ساقى به خدا منم در اين دور * مستان شراب حيدرى را مطرب به خدا منم در اين قرن * دستان مقام جعفرى را نايب به خدا منم در اين عصر * آن مهدى ابن عسكرى را من بدر شريعتم كه روشن * سازم مه و مهر و مشترى را من شمس حقيقتم كه حقّم * آموخته ذرّه پرورى را در شرع نبى منم مسلّم « 1 » * مقدادى را ؛ و بوذرى را در راه ولى منم مربّى * سلمانى را ؛ وقنبرى را من جمع كنم به هم به يك دم * سلطانى را ؛ وچاكرى را من جمع كنم به آن واحد * معشوقى را ؛ وعاشقى را از بهر من است در زمانى * دل باختگى ودلبرى را از فرق شهان برم به يك دم * من تاج وكلاهِ سرورى را بر فرق گِدا نَهم به يك دم * تاج شهى ومظفّرى را بخشم به يكى اشارهء چشم * فغفورى را ؛ وقيصرى را امروز عيان وفاش كرده * مشتاق على قَلَندرى را
و از حرف « دال » اين غزل عرض مىشود :
دل جنبش بحر أعظم آمد * موج درياى اقدم آمد
هامش
( 1 ) الف : معلّم