تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
يا از دردسر و ضعف قلب ، ووحشت « 1 » دل اين ضعيف ، يا نور المستوحشين في الظلم ! احوال اين ضعيف آنكه : تخميناً پنج ماه مىشود كه خانه‌نشين مىباشد ، و ضعف بدن بر وجهى است كه نماز ايستاده اغلب اوقات صعوبت دارد ، و ضعف قلب به حدّى است كه استماع چيزى كه فى الجمله ناخوشى در آن باشد منشأ تكان خوردن دل ومشرف بر غش مىشود ، تا به حدى كه اغلب اوقات قدرت بر ذكر كردن هم ندارم ، يا من بذكرك تطمئن القلوب ! يا منزّل السكينة في قلوب المؤمنين ، أغثني وفرّج عني وارحم ضعفي بقوّتك ، وتدارك جهلي بنور هدايتك ، واحفظني بلطفك في كنف عافيتك . هر چه فكر كردم كه به نوعى دل را تسكين بدهم تدبيرى به خاطر نرسيده ، بالاخره از كرم شما تسكين دل خود را در آن ديدم ، كه به همّت نفس شما شروع در ديوان غزلياتى بشود ، ومقاطع به اسم سامى ونام نامى ، آنكه نه نامش را بر قلم مىتوانم جارى نكرد كه نامش مايهء حيات است ، و نه بر قلم مىتوان جارى كرد كه مخرّب اساس طاقت وثبات است ، - اعنى حضرت فيّاض على الاطلاق ، شهيد راه خدا على مشتاق قدس سره مزيّن گردانم ، وشروع به اين امر قريب يك ماه است كه اتّفاق افتاده ، اميدوارم كه به بركت نفس مولى عن قريب ؛ ديوان كريم حضرت مشتاقى صفت اختتام يابد . و چون در حين تحرير عريضه به حرف « صاد » رسيده بود اين غزل
هامش
( 1 ) در نسخه الف به جاى « دردسر و ضعف قلب » ( سستى و ضعف تن و ضعف ) آمده است .