ارسال داشته ، ملتمس ومستدعى آنكه مال خود را به نيازمندى حقير قبول فرموده ، ولطف خود را از سر بندهء خود دريغ ندارد ، و از فيض ذات مقدّس صفات او را محروم نخواهد داشت ، چه كند بينوا از خود چيزى ندارد كه اظهار خودنمائى نمايد .
و عرض يا على به خدمت جناب مخدومى درويش رونق على شاه برسد ، وهكذا درويش اسماعيل ودرويش شعبان را برسد يا على ، و عرض نيازمندى وعبوديت يا على مىرساند ساقى ميخانه آقا بابا ، وميرزا محمّد باقر ، وميرزا محمّد كاظم ، وآخوند ملا حسن ، وآقا صفر على ، اميد كه به كرم قبول فرمايند ، وآقا بابا عرض مىنمايد كه : سبب كم نوشتن عريضهء كمترين اين است كه مىدانم كه هم نديده مىدانى ، وهم ننوشته مىخوانى .
وامّا صفر على عرض مىنمايد كه : با وجود آنكه مشهور است كه از عقب مسافر نوشته فرستادن خوب نيست ، يك طغرا « 1 » عريضه ارسال شد ، و معلوم شد كه به نظر و الا گهر نرسيده ، لكن مترصّد مىباشد كه تعليقهاى شفقّت فرمايند كه باعث افتخار خواهد بود ، و در اين اوان از لطف سابق ولاحق ملازمان به شرف فيوضات بلا نهايات مشرّف گرديد ، ومع هذا اميد كه بعد از اين هم به شرف آنچه لايق كمترين دانند مشرّف خواهد شد ، انشاء اللَّه ، وهريك از ملازمان درگاه گردون پناه نهايت شوق واخلاص دارند باقى ، امركم باقى يا على جودكم ساقى .
و در بالاى اين مكتوب نوشته بود :
هامش
( 1 ) طغرا / خطى كه بر شكل كمان باشد ، خط قوسى ، فرمان ، منشور ( فرهنگ معين : 2 / 2227 ) .