مىنمايد كه آنچه مخلص مشاهده كرده ، و به آن متيقّن مىباشم ، ايشان را رفتار مخالف گفتار ومقصد اقصى تحصيل اعتبار در دنياى بىاعتبار است ، و با مظنهء تحصيل اين مطلب ومرام ؛ كفر واسلام و حلال و حرام در نظر همّتشان يكسان ، ومشكلات شرعيه وعقليه در نظر شهوتشان آسان ، اعاذنا اللَّه و جميع المسلمين من شرور انفسهم ، خلاصه چه عرض كنم .
گر نويسم شرح اين بىحدّ شود * مثنوى هفتاد من كاغذ شود
انشاء اللَّه العزيز ، اگر حيات وفا كند در حين حضور معروض خواهد شد ، مستدعى است كه همواره از صدور تعليقات مخلصان را سرافراز فرمايند ، محل مهر عالى شأن ، معلّى مكان ، سعادت نشان فضائل وفواضل توأمان ميرزا محمّد رضاى اصفهانى كاتب فارسى ، كه از جملهء مريدين مرتدين يعنى مهتدين است .
[
نامههاى بعضى از اين فرقه به بعضى ديگر
] صورت مكتوب منحوس اسلوب بعضى از اشقياى صوفيهء كرمان به بعضى از مشايخ خود از معاصران ، - خذلهم اللَّه وقبّحهم كما فضّحهم انشاء اللَّه - به ذروهء عرض مقدس عالى مىرساند كمترين بندگان عارف على ، كه بعد از اظهار عجز واعتراف بر عدم ادراك معرفت ذات كثير الصفات بلا نهايات ، و « ما عرفناك حقّ معرفتك » ، وظهور قصور لوازم عبوديت در بارگاه گردون جاه ، و « ما عبدناك حقّ عبادتك » ، بر لوح بندگى واخلاص مىنگارد كه : رقم مطاع آفتاب شعاع لازم الاتباع ، كه از الطاف بىغايت خديوانه ، واكرام بلانهايات شاهانه ، از مصدر عزّت وشرف صدور يافته ، و به صحابت اخ طريقى درويش