تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقوال العلماء في ترجمة المولى محسن فيض الكاشاني — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
دست تو قطعه‌ى از خاك بهشت است والآن فكر كردن من از اين بابت است كه خاك بهشت چگونه بدست تو رسيده است ! ملّامُحسن گفت راست گفتى كه در دست من قطعه‌اى از خاك بهشت است وآن تسبيحى است كه از خاك قبر مطهّر دخترزاده‌ى پيغمبر ماست كه امام است پس حقيقت دين ما وبطلان دين تو ظاهر شد . پس فرنگى اسلام را اختيار نمود . وملّامحسن غنا را جايز مىدانست واين از فتواى غريبه‌ى أو است وأو را فتواى غريبه بسيار است . قال في روضات الجنّات : رأيت أَيضاً في بعض المواضع المعتبرة أَنّه كتب صاحب التّرجمة إلى سهيمه المذكور في المصاهرة نظماً لطيفاً فارسيّاً بهذه الصّورة :
قلم گرفتم وگفتم مگر دعا بنويسم * تحيّتى به‌سوى انس بي وفا بنويسَم ز شِكوه بانگ برآمد مرا نويس دلم گفت * بهيچ نامه نگنجى ترا كجا بنويسَم دعا وشِكوه بهم در نزاع ، من متحيّر * كدام را بنويسم كدام را ننويسَم اگر سَرگِلِه وشِكوه وا كنم ز تو هيهات * دگر چها بلب آرم دگر چها بنويسَم مداد بحر وبياض زمين وفا ننمايد * گهى كه نامه به‌سوى تو بيوفا بنويسم نه بحر ماند ونه بَرّ نه خشك ماند ونه تر * اگر شكايت دل را بمدّعا بنويسم