تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
روزى محمّد بن اسماعيل ، به من گفت كه چه بسيارى احاديثى است كه من آنها را در بصره شنيده‌ام ؛ امّا در شام ، آن را مىنويسم . من ( والى بخارى ) به او گفتم : در اين صورت ، آيا كلّ روايت را مىنويسى يا بخشى از آن را ؟ بخارى ( در مقابل اين سخن من ) سكوت كرد . « 1 » چگونه مىتوان با اين فاصلهء تاريخى ، دقيقاً مطالب را يادداشت كرد و تا چه اندازه ، به دقّت در نقل سند و عبارات ، اعتماد كرد ؟ 6 . ابو هريره كه بيش از چهارصد حديث در صحيح البخارى ، از او نقل شده ، مورد قدح و عدم اعتماد على عليه السلام ، عُمر و حتّى عايشه بوده است . « 2 » 7 . برخى بزرگان اهل سنّت ، امام بخارى را از جهت آگاهى به علم رجال ، تضعيف كرده‌اند و در اين مورد ، كتاب نوشته‌اند . به عنوان نمونه ، دار قطنى كتاب الإلزامات و التتبّع و رازى بيان خطا البخارى و خطيب بغدادى مواضع الأوهام را در اين مورد نوشتند . « 3 » با توجّه به موارد ياد شده در مورد مبنا و روش بخارى براى جمع‌آورى روايات پيامبر صلى الله عليه و آله بايد گفت كه ترديد ، جدّى است در اين‌كه بخارى ، توانسته باشد روايات صحيح را از غير صحيح ، جدا كند . بنا بر اين اگر بخارى ، خودش اقدام به اين كار كرده باشد ، روايات صحيح البخارى از جهت استناد به رسول خدا صلى الله عليه و آله جاى بررسى مستقلى مىطلبد .

بخش دوم : گزارش تفصيلى پايان‌نامه

فصل اوّل : كلينى و « الكافى »

الف . رى

بَناى اين شهر ، برمىگردد به حضرت شيث بن آدم و پس از آن ، توسط هوشنگ
هامش
( 1 ) . همان ، ص 22 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 20 ، ص 31 . ( 3 ) . ر . ك : تهذيب التهذيب ، ج 7 ، ص 282 .