چه بايد كرد ؟ ! آياتى كه برخى را فاسق دانسته ، « 1 » برخى را لعن كرده « 2 » و عدّهاى را منافق قلمداد كرده و آنها را نكوهش كرده است ! « 3 » آيا كسانى كه در اطراف پيامبر صلى الله عليه و آله بودند ، از صحابهء رسول خدا نبودند ؟ آيا چنين اصلى را مىتوان پىريزى كرد ؟
2 . بخارى در جايى ، مبناى توثيق روايت را در اتّصال به يكى از صحابه مىداند و در جايى ديگر ، مبنا در اين است كه به ابن راهويه برسد و در جايى ديگر ، مدعى شده كه خودش روايات مستند از غير مستند را تفكيك كرده است . « 4 » طبق اين بيانات ، مبناى بخارى در تفكيك صحيح از غير صحيح ، روشن نشده است .
3 . بخارى در جايى ، مدّعى است كه رواياتش را از ميان هفتاد هزار حديثْ جمعآورى كرده « 5 » و در جايى ديگر ، تلويحاً مدعى شده كه به دويست ميليون « 6 » حديثْ دست پيدا كرده و كتاب خود را از مجموع اين روايات ، گزينش كرده است . آيا اين سخن ، غلوآميز نيست ؟ ! و آيا باعث ترديد در ادّعاهاى ديگر او نمىشود ؟ !
4 . 160 نفر از چهارصد نفر مشايخ بخارى ، به ضعف يا ضعيف بودن ، متّهم هستند .
اين نكته ، مورد نقد كسانى قرار گرفته و ابن حجر عسقلانى ، آن را نقل كرده است . « 7 » 5 . بخارى ، با اعتماد به حافظهء خود ، رواياتى كه مىشنيده ، فوراً يادداشت نمىكرده است . به عنوان مثال ، والى شهر بخارى چنين مىگويد :
هامش
( 1 ) .« إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا »( سورهء حجرات ، آيهء 9 ) .
( 2 ) .« وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »( سورهء توبه ، آيهء 60 ) .
( 3 ) .« إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »( سورهء انفال ، آيهء 49 ) .
( 4 ) . صحيح البخارى ، ج 1 ، ص 7 - 10 .
( 5 ) . ر . ك : الإمام البخارى ، ص 90 ( به نقل از تاريخ بغداد ، ج 2 ، ص 14 ) .
( 6 ) . ر . ك : فتح البارى ، ص 488 ؛ صحيح البخارى ، ج 1 ، ص 23 .
( 7 ) . فتح البارى ، ص 16 .