او پاسخى به پرسشهاى طرح شده ، نمىدهد . در پاسخ به احتمالات سه گانه وى ، بايد گفت كه هيچكدام از وجوه سه گانه ، نمىتواند منشأ صحيحى داشته باشد ؛ زيرا چنان كه اشاره شد ، قاسم در زمان پدر بزرگوارش ، وفات يافته است ؛ در حالى كه هجرت حضرت معصومه ( س ) در سال 201 يا 203 ه - . ق و قيام احمد بن موسى نيز مقارن همين سالها و نهضت ابوالسرايا در سال 199 ه - . ق ، بوده است . بنابراين كسى كه در زمان حيات پدر ، در سال 183 ه - . ق ، وفات يافته است ، چگونه توانسته در سال 199 تا 203 ه - . ق ، با ابوالسرايا يا با خواهر و برادرش ، همراهى كند . در نتيجه ، مىتوان دريافت كه شخصيت قاسم بن عباس بن موسى ( ع ) ، با قاسم بن موسى ( ع ) ، براى برخى از مؤلفان كتابهاى تراجم ، خلط شده است .
علماى انساب ، قاسم را از فرزندان بلاعقب امام موسى كاظم ( ع ) ، ذكر نمودهاند . حتى در هيچ منبعى ، او را صاحب فرزند دختر نيز ندانستهاند و مىنويسند كه او ، به حسب ظاهر ، به انتخاب همسر ، موفق نشده است . « 1 »
اما مؤلف « شجره طوبى » كه ماجراى متوارى شدن قاسم به حله را با جزئيات بيشترى نقل كرده ، مىنويسد كه او صاحب فرزند دخترى بوده است و مىافزايد :
هارون الرشيد ، زندگى را بر فرزندان پيغمبر ( ص ) تنگ كرده بود . پس از شهادت حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ، بسيارى از فرزندان آن حضرت ، متوارى شدند كه از جمله آنها ، حضرت قاسم بوده است . او از مدينه ، به طرف شرق فرارى شد ؛ تا
هامش
( 1 ) . عمدة الطالب ، ص 227 ؛ النفحة العنبرية ، ص 63 ؛ مناهل الضرب فى انساب العرب ، ص 393 ؛ الشجرة المباركة ، ص 77 ؛ الفخرى فى انساب الطالبيّين : 17 ؛ التذكرة ، ص 151 ؛ فرزندان امام موسى بن جعفر ( ع ) ، ص 24 .