در منتهى درجه خليق و حليم بود . صابر و وقور ، عظيم الحياء ، شديد الوفا ، سخى الطبع ، كثير البذل ، متواضع ، ضاحك السنّ ، ذكى القلب بود ، و در انجاح حوايج خلق در هر باب بذل وسع مىفرمود » . « 1 »
به نوشته جابرى : « وى عقل اكمل آقايان مسجد شاه بود و به كارهاى خير اقدام مى نمود ، از جمله دادن سالى هزار تومان به دولت عوض ماليات قهوه خانههاى اصفهان و بستن آن انجمن مفاسد و كارخانه اتلاف مال و جان و حال و وقت و شرافت و آسايش مردم » . محمد باقر الفت در « نسب نامه » مى نويسد : « اين مرد را نيك بخت ترين افراد خانواده مسجدشاهيان بايد شمرد . گويا در عهد شباب مدّت كوتاهى به نجف رفته ، درس خوانده ، به قدر كفايت از علوم اصول و فقه آموخته و به اصطلاح زمانش مجتهد و نافذ الحكم شمرده مىشده . به اصفهان باز گشته ، سالها در مسجد نو واقع در وسط بازار عام كه از بناهاى پدر او است به اقامه جماعت و در مسجد شاه به تدريس مىپرداخته و قضاوت شرعيه در نفوس و اموال مىنمود و حكمش نافذ بود . . . از نعمت رياست ، آسايش حال وخيال ، ثروت و سعادت ، آنچه لوازم نيك بختى در حيات دنيا است چيزى باقى نداشت » . « 2 »
اين عالم ربّانى در شب سه شنبه چهارم شعبان 1318 ق در سنّ 47 سالگى جهان فانى را بدرود گفت . جسد مطهّرش را به نجف اشرف حمل كردند ، و با تشييعى كم نظير در جوار برادرش آية الله شيخ محمد حسين نجفى و عالم ربّانى آخوند ملا فتحعلى سلطانآبادى دفن گرديد . مادّه تاريخ وفاتش را جابرى چنين گفته است :
« ثقة الإسلام آوى بالجنان » « 3 »
هامش
( 1 ) . الانهار ، چاپ سنگى .
( 2 ) . نسب نامه الفت ، نسخه خطى .
( 3 ) . تاريخ نصف جهان و همه جهان ص 116 .