اطلاع بود كه مصدّقين ماهر وقت در نظرش جاهل صرف بودند .
مكرّر اتفاق افتاد كه در خصوص حفر قنوات بين مالكين اختلاف سخت به ظهور مىرسيد ، اين شخص خود به نفسه از شهر حركت مىكرد و در آن ده يا مزرعه رفته و لباسهاى خود را بيرون كرده و داخل قنات مىشد و خصوصيات را تشخيص داده ، رفع اختلاف يا بيان حكم واقع و حقيقت مىفرمود ، و در بسيارى از اوقات كه در مساحت اختلاف واقع مىگرديد آلت پيمايش را دست گرفته ، املاك و اراضى را مساحت مىنمود و حقيقت را به دست مىآورد .
و همچنين در خصوص فنون معمارى ، در تصديقاتى كه معمارهاى وقت عاجز بودند به قانون هندسى و حساب و رياضى حقيقت را به دست مىآورد .
بالجمله ، در هر فنّى از فنون حتّى در كسبهاى مختلف كه وارد مىشد گويا استاد آن فن بوده ، در جزئيات صنايع مستظرفه و پيشههاى بازارى بهتر از صاحبان آنها مستحضر بود ؛ اين بود كه چون در هر امرى از روى بصيرت حكم مىكرد به خطا نمىرفت . از جمله مطالبى كه نويسنده اوراق از او مشاهده نمود اين بود كه شخصى اوراق و نوشتهجاتى از علماى سلف كه وفات يافته بودند راجع به مدّعاى خود در دست داشت ، و تمام علما و فقهاى وقت تصديق صحّت و تنفيذ احكام را مرقوم فرموده بودند . چون مدّعى آن اوراق را در خدمت آن مرحوم آورد كه او نيز در خصوص صدق آنها چيزى مرقوم دارد ، به محض نظر اوّلى كه در آن اوراق فرمود ، بدون تأمل و دقّت فرمود : نسبت اين خطوط و اين مهرها به علماى گذشته جعل است ، و اين اوراق ساختگى است . نويسنده معروض داشت اگر چنين است پس چگونه علماى وقت صحّت و تصديق او را مرقوم داشتهاند ؟ جواب فرمود كه اگر كارها در نظر اشخاص از روى حقيقت تشخيص داده مىشد اختلافى پيدا نمىشد .
صاحب اوراق باز اصرار كرد كه آن مرحوم چيزى بنويسند ، فرمود : اصرار نكن و تكليف مرا در افشاى سرّ خود زياد مكن . آن شخص مأيوسانه از محضر بيرون رفت .
فيض نجف ( فارسى ) — صفحة 341
مساهمون: الشيخ رحيم القاسمي
ص٣٤١