« از غرائب حالات ايشان بود كه در معابر و غير معابر ، غير از اوقات درس تماماً به اصلاح و انجام امور مىپرداخت ، و در هر روزى از كارهاى كوچك و بزرگ كه هريك از آنها اگر در عدليه امروز وارد شود ده سال مدّت عاقبت خاتمه پيدا نمىكند ، آن مرحوم لااقل صد امر از امور مختلفٌ فيه را اصلاح مىفرمود ، و چنان تأثير نفس داشت كه هرگونه اصلاحى مىداد طرفين محاكمه هردو خشنود بودند ؛ و اين از جهت آن بود كه هردو طرف او را بىغرض مىدانستند ، و الا در محاكمه معنى ندارد كه هردو طرف خشنود بروند . در كارهاى مهم اعيان درجه اوّل از هرگونه مرافعهجات كه گاهى بيست ميليون ريال اصل اختلاف بود به طورى رفع اختلاف و خاتمه نزاع مىداد كه گويا به نفس مسيحايى جسم بىجانى را روح مىدميد .
پس از آنكه مسعود ميرزا ظلّ السلطان وفات يافت اختلاف اولاد او را در خصوص كرورها اموال منقول و غيرمنقول كسى غير از او نتوانست اصلاح دهد .
و در علم قيافه و فراست چندان مهارت داشت كه به محضى كه متداعيين لب به تكلّم مىگشودند از قيافه و فراست به فوريّت مىفهميد كه حق با كدام است ؟ و در اين جهت شايد نظير او در متقدّمين و متأخّرين وجود نداشت .
آيا چگونه مىشود ابناء آينده تصوّر كنند كه يك نفر آخوندى به اصطلاح در دنيا وجود داشته كه در هر شب و روزى دويست ورقه از مطالب مختلفه به مهر او برسد ، و در سالى ، بلكه لااقل در سالى شصت هزار ورقه كاغذ به مهر او برسد ، و در ظرف چهل سال يك جا مهر او اشتباه ، يا آنكه يك كلمه اشتباه و ناسخ و منسوخ و تناقض در مكتوبات او پيدا نشود ، و با آن همه دشمن كه لازمه چنين اشخاص است نتوانند يك حكم سهوى و يا يك كلمه اشتباه در افعال و اعمال و كردار او به دست بياورند .
در صورتى كه در تمام فنون مختلفه ، از زراعت و تجارت و حرفههاى مختلفه ، اختلافات به سوى او رجوع مىشد ، و اين مرحله نيز به واسطه اطلاع كاملى بود كه آن بزرگوار در تمام فنون داشت . در زراعت و خصوصيات آب و املاك به قدرى با
فيض نجف ( فارسى ) — صفحة 340
مساهمون: الشيخ رحيم القاسمي
ص٣٤٠