است : ابو عبيده گفت : گفته مىشود : « هو النسيئة بالنسيئة » : كالى به كالى يعنى نسيه به نسيه . » « 1 »
4 - پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) از بيع كالى به كالى ؛ يعنى : دين به دين نهى كرده است . « 2 »
و امّا سؤال مهم اين است كه آيا روايات ناهى از بيع كالى به كالى و بيع دين به دين چه ربطى به بيعى دارد كه ثمن و مثمن در آن مؤجَّل باشند ؟
در اين روايات سه احتمال وجود دارد :
1 - منظور تبادل دو دَينى است كه قبل از بيع وجود داشته ؛
2 - منظور انقلاب دين است به اين معنا كه وقت پرداخت دين رسيده و لكن آن را به دين ديگرى مىفروشد ؛ « 3 »
3 - منظور بيعى است كه در آن هم ثمن و هم مثمن به صورت دين و بر ذمّهى طرفين باشد ( بيع نسيه به نسيه ) .
پس در اين روايات سه احتمال وجود دارد كه فقط بنابر يكى از آنها روايات شامل مورد ما مىشود ( بنابر احتمال سوّم ) و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . بلكه اظهر اين است كه منظور احتمال اول و احتمال دوّم - كه يكى از مصاديق احتمال اوّل است - باشد .
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى ، كتاب البيوع ، باب ما جاء فى النهى عن بيع الدين بالدين ، ج 5 ، ص 290 .
( 2 ) . ابن ادريس حلّى ، السرائر ، باب بيع الديون و الارزاق ، ج 2 ، ص 55 .
( 3 ) . سرائر ج 2 ، ص 55 و مستدرك باب 10 ، ح 1 ، ( ج 2 ص 491 ) و المصباح المنير .