تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جستارهايى فقهى و اصول با نگرشى بر آراء فقهاى ايران و عراق ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
در تقريرات درس آيةالله روحانى آورده است : « وبالجملة : لا سبيل إلى العقل فى باب العقاب وعلى هذا ينتج لدينا إنكار حكم العقل بقبح العقاب بلا بيان ، فالقاعدة المشهورة لا أساس لها » « 1 » . هرچند برخى تلاميذ مرحوم شهيد صدر هر دو احتمال را ردّ مىكردند و معتقد بودند كه نظريه‌ى حق الطاعه ابتكار خود مرحوم شهيد صدر است . اصل قانونى بودن جرم و مجازات در حقوق موضوعه در حقوق اصلى وجود دارد كه بيان مىدارد « حكم و اجراى مجازات بايد بر اساس قانون باشد » و نتيجه‌ى آن اين است كه در مواردى كه قانونى وجود ندارد عقاب ما درست و قبيح است . و اصل سى و ششم قانون اساسى نيز بيان مىدارد : « حكم به مجازات و اجراى آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد » . حال صحبت اين است كه آيا قاعده و قبح عقاب بلا بيان و اصل قانونى بودن جرم و مجازات يكى است و يا تفاوت‌هايى وجود دارد ؟ پاسخى كه اينجا مىتوان داد اينكه گرچه اين دو قانون شباهت زيادى به هم دارند ولى تفاوتى كه هست اين است كه در اصل قانونى بودن جرم ، شك مطرح نيست و دسترسى و علم به توام قوانين مفروض است ، ولى در قبح عقاب بلا بيان فرض ايناست كه بعد از محض در تمام ادله ( كه قوانين شرعىاند و يا قوانين از آنها استنباط مىشود ) به دليلى دست نيافتيم و صرفاً شك داريم و احتمال وجود قانون مىدهيم . اصوليون قبح عقاب بلا بيان را براى چنين موردى استفاده مىكنند . و صلى الله على سيدنا محمّد وآله طاهرين والحمد لله ربّ العالمين
هامش
( 1 ) . منتقى الأصول ، ج 4 ، ص 442 و 441 .