كه در اين عبارت مرحوم شهيد محمّدباقر صدر منجزيت احتمال تكليف را مستند به عقل علمى مىداند و بر اين عقيده است كه اين حكم عقلى تا هنگامى كه ترخيص از جانب شارع نيامده است و براءت شرعى ثابت نشده باقى است .
در ذيل اين مطلب نقل قولى مىكنيم از استاد سيد مصطفى محّق داماد كه بيان داشتهاند : « من در سال 58 كه به نجف اشرف مشرف شدم ، مرحوم آيةالله صدر از طريق شاگردشان شيخ محمّدحسن آموزگار كه الان هم در ايران هستند به بنده اطلاع دادند كه قصد دارند به ديدن بنده بيايند . ايشان به محض اينكه نشستند گفتند كه « علاقتنا وراثية » يعنى روابط ما ارثى است . بنده متوجه منظورشان نشدم . بعد ايشان گفتند كه من شاگرد بالمنزلهى پدر شما هستم ، چون پسرعموى بنده آقا موسى صدر شاگرد پدر شما بودند و نسبت به داشتن چنين استادى بسيار مسرور بودند و نوشتههايى از درس ايشان داشتند . اين نوشتهها را در مباحثهاى كه داشتيم موضوع بحث قرار داديم . وقتى ايشان به لبنان رفتند اين نوشتهها نزد من ماند و من از آنها استفاده مىكردم . از آنجا ما متوجه شديم كه ايشان بحث حق الطاعه را از تقريرات درس اصول پدر من استفاده كردهاند . « 1 »
همچنين استاد سيد مصطفى محقّق داماد در جايى نوشتهاند : در سفر حج سال 1376 از آيةالله حاج سيد جلالالدين طاهرى اصفهانى شنيدم كه وقتى آقا موسى صدر مىخواست به نجف برود قسمتى از نوشتههاى مرا امانت گرفت كه متأسفانه تاكنون به من بازنگشته است . « 2 »
ولى بايد توجه داشت كه اين استنتاج استاد محقّق داماد قطعى نمىتواند باشد .
احتمال ديگرى كه مطرح شده اينكه مرحوم شهيد صدر در حق الطاعة متأثر از استادش مرحوم آيةالله حاج سيد محمّد روحانى بوده باشد . چه اينكه شهيد سيد عبدالصاحب حكيم
هامش
( 1 ) . مهرنامه ، ش 32 ، ص 182 .
( 2 ) . قواعد فقه ، ج 4 ، ص 21 .