تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جستارهايى فقهى و اصول با نگرشى بر آراء فقهاى ايران و عراق ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
و انجام امور آن بارها سر زده وارد ملك مرد انصارى مىشد و بدين ترتيب باعث مزاحمت خانواده‌ى او مىگرديد تا اين كه عرصه بر صاحبخانه تنگ شد و به سمره گفت : تو بدون اعلام و اطلاع وارد منزل من مىشوى ، در حالى كه ممكن است اعضاى خانواده‌ام در وضعيتى باشند كه تو نبايد آن‌ها را ببينى . از اين رو ، بعد از اين ، هنگام عبور اعلام كن و اجازه بخواه تا اهل خانه‌ام مطلع باشند . سمره گفت : من از ميان خانه‌ى تو به سوى باغ خودم مىروم و چون حق عبور دارم لزومى به اعلام و أخذ اجازه نمىبينم . مرد انصارى مجبور شد به رسول اكرم ( صلى الله عليه وآله ) شكايت كند . حضرت رسول ( صلى الله عليه وآله ) به سمره فرمودند : بعد از اين به هنگام عبور ، حضور خودت را اعلام كن . سمره گفت : اين كار را نخواهم كرد . حضرت نبى ( صلى الله عليه وآله ) فرمودند : از اين درخت دست بردار و به ازاى آن درخت ديگرى با اين اوصاف به تو مىدهم . سمره قبول نكرد . آن گاه حضرت نبى ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : در مقابل آن درخت ، ده درخت بگير و دست از آن بردار و سمره باز هم قبول نكرد پس حضرت نبى ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : دست از درخت بردار و به جايش در بهشت يك درخت خرما به تو خواهم داد ؛ اما آن ملعون اين بار هم نپذيرفت تا اين كه رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) فرمود : « إنّك رجلٌ مُضارٌّ و لاضرر و لا ضِرار على مُؤمن » ؛ يعنى تو مرد ضرر زننده‌اى هستى ، و به مؤمن كسى نبايد ضرر بزند . بعد از آن دستور داد آن درخت را كندند و نزد سمره انداختند . « 1 » اين روايت با اندكى اختلاف به گونه‌اى ديگر نيز نقل شده است ؛ مثلًا به
هامش
( 1 ) . شيخ كلينى ، كافى ، ج 10 ، ص 486 ، كتاب المعيشة ، باب الضرار ، ح 8 . روايت را مرسله شمرده اند . ( ر - ك : محمد باقر مجلسى ، مرآة العقول ، ج 19 ، ص 399 ؛ سيد على سيستانى ، قاعدة لاضرر ، ص 17 ) . هرچند مجلسى اول آن را قوى مىداند . ( ر - ك : محمد تقى مجلسى ، روضة المتقين ، ج 6 ، ص 249 ) . نرم افزار دراية النور هم خبر را مرسل و ضعيف ارزيابى كرده .