تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
لدى الورود كه بنده را ديد احوال پرسى نمود ، احترامى منظور داشت و گفت ، چرا [ 31 ] حمام آمده‌ايد و ميان آب نمى رويد ؟ گفتم ، چون رسم ولايت را بلد نبودم ، آمدم و حالا براى لنگ كمر معطلم ، فوراً فوته مخصوص خود را داده و در نهايت دلربائى اظهار داشت كه اول جنابعالى تشريف ببريد ، بعد من خواهم رفت ، بنده حمام وارد شده هنگام خروج ديدم ، دو ثوب قطيفه « 1 » مخصوص خود را هم ، توسط آدمش در صحن حمام فرستاد و به سرم انداخته ، بيرون آمدم و اظهار امتنان نموده ، از مشاراليه معذرت خواستم و خداحافظى طلبيده ، به خانه آمدم و شب را تا صبح باران باريد و چندين خانه‌ها را ويران ساخت . در رودخانه اين محل سيل فراوانى آمد و اين نقطه پل ذهاب اول نقطه نقاط گرم سير است . و روز ورود ما كه عين چله زمستان بود تمام صحرا و كوهسارش چون زمرد سبز و خرم نمايان . و تمام دوّاب اهالى از حيث علف ، بسيار فربه ديده شد و نيز گوسفند در اطراف و كوهسار اين محل زياد است . چون تمام گوسفند كرمانشاهان و ساير نقاط سردسير در فصل زمستان به اين محل مىآيد و گوسفندان خود اهالى پل ذهاب و قصر شيرين سالى دو مرتبه بره مىآورد و شير و ماست فراوان دارند . اما حيف اين آب و علف كه بدست اهالى كردستان افتاده ، چون در اين قراء يك درخت بيد ديده نمىشود و تمام اهالى آن جز فكر دخل خود و جيب بريدن زوّار بيچاره هيچ فكرى ندارند و در خيال زراعت نمىشوند و اگر اين محال صاحب درستى داشته باشد هم ميوه سردسير و هم ميوه‌جات گرم سير عمل مىآيد . والبته هر گاه اشجارشفتالو و زرد آلو و سيب و به و نار و گلابى و ساير ميوه‌جات در اينجا بكارند خوب حاصل خواهد داد . و انشاء الله اميدوارم كه از طرف دولت مقتدره ايران و رؤساى ملت محترم اسلام اقدام صحيحى در آبادى آن صفحات بشود كه باعث رفاهيت حال اهالى و زايرين بشود .

[ جوى شير در قصر شيرين ]

هامش
( 1 ) . اصل : قديفه . جامه ياپارچه پر دار ، هوله بزرگ كه پس از آب تنى بدن رابا آن خشك مىكنند . همان