تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤

[ تدين شيره فروش ننجى ]

روز 19 شهر ذيقعده : اول آفتاب ، از آنجا حركت نموده عازم راه شديم . يك فرسنگ كه آمديم به قلعه ننج رسيديم و چون تعريف شيره انگور ننج را شنيده بوديم ، بنده و جناب حاجى سيد محمد مهدى يزدى و جناب آقاى شيخ حسن پسر جناب حاجى محمد على معدل التوليه ، براى خريد شيره بدان قريه رفتيم و هر كدام قدرى شيره خريديم چون سنگ اهالى آنجا كم است ، جناب حاجى سيد مهدى مبلغ چهار تومان پول در آورده و از وزن پولها سنگ ترازو را درست كردند ، هنگام خارج شدن از آبادى پولها از خاطر ايشان رفته قدرى راه طى كرديم ، بعد بخاطر آورده بنده و جناب آقا مراجعت ، براى بدست آوردن پول نموديم ناگاه ديديم همان صاحب خانه كه به ما شيره فروخته بود پولها را برداشته بسرعت مىآورد و ما را صدا كرده پولها را تسليم نمود بنده و رفقا آفرين بر تدين او نموده لازم راه شديم و دو ساعت به غروب به قريه سهيل آباد رسيده اطراق كرديم ، مسافت شش فرسنگ . در بين راه امروز به قلعه رسيديم كه آبادى چندانى نداشت ، يك بچه دوازده ساله را ديديم كه در روى ماديان سفيدى برهنه سوار و چنان مى تاخت كه بنده و رفقا متحير از سوارى و عامل بودن او با اسب تازى بوديم كه در لختى به آن سرعت تاخت و تاز مىكرد حقيقت سواركارى به اهالى لرستان تمام است . الحاصل ، شب را گذرانده .

[ زيارت امام زاده پيرعلى فرسفج ]

روز بيستم [ ذيقعده ] : از سهيل آباد اول آفتاب حركت نموده ، راهى شديم و چنان در اول صبح سرد و يخ بندان « 1 » بود كه به كلى بنده از سرماى مشهد و سرحدات آن خاطر كردم و از شدت برودت تواناى سوارى براى بنده و رفقا نبود و نصف راه پياده رفتيم يك ساعت به ظهر به قريه فرسنبه « 2 » رسيده اطراق كرديم ، مسافت سه فرسنگ .
هامش
( 1 ) . اصل يخ بندى ( 2 ) . فَرِسفَج شهرى است در جنوب باخترى استان همدان و مركز بخش قلقل‌رود شهرستان تويسركان است . دهخدا ، ذيل واژه