تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
ايشان بيش از نيم من ، بيرون نمىآيد ، آن وقت زوار بيچاره لاعلاج است و بايد هر شكلى بدهند خريد نمايد ، بنده همه جا رسم افغانى را از دست نداده همانطور كه در به دو ورود با رعايا و صاحب كاروانسرا طى مىكردم به همان قرار به ضرب پلتيك « 1 » با سنگ و ترازو گرفته ، امر خود را مىگذرانيدم و سايرين متحير بودند . نان ديم خوب و كاه و جو و بيده و گوشت و مرغ و ماست در اين قراء زياد است و شب را به سر برده .

[ امام زادگان مدفون در ديزآباد ]

روز هيجده [ ذيقعده ] : اول آفتاب ، حركت نموده [ 23 ] نيم فرسنگ كه راه آمديم به زيارت حضرت ابوالحسن فرزند سيد سجاد عليه السلام و زينب خاتون « 2 » الملقب به امينه خاتون « 3 » نايل شده و سياحت گنبد مطهر و اطراف او را كه با خط كوفى بسيار خوشى نوشته شده نموده ، عازم راه شديم و دراين روز ، بادخنك و شديدى به قرار يوم قبل مى وزيد ، كه شرح آن باد به قلم نمىآيد . مختصرش اين است كه ريگها را على الاتصال مانند ، ساچمه تفنگ به چشم و صورت ما مى زد و اسبها به قوت تمام در وقت باد راه مى رفتند و عالم تاريك بود . با چند نفر از رفقا ، بنده از قافله سوا « 4 » شده به سرعت اسب رانده . سه ساعت بغروب به قريه قوزان رسيديم مسافت شش فرسنگ . و هنگام فرود آمدن برف تندى باريدن گرفت كه وقتى اهل قافله رسيدند تمام شان در بين راه تر شده بودند . الحاصل ، در اين قريه نان و كاه و جو و ساير اشياء لازمه را خريد نموده بانضمام يك رأس گوسفند نذر حضرت اباالفضل عليه السلام ، كه به قيمت سه تومان خريده و گوشت آن خيرات شد و شب را گذرانيده .
هامش
( 1 ) . سياست و مهارت ( 2 ) . اصل خواتون ( 3 ) . امامزاده ابوالحسن وآمنه خاتون ( ع ) از نوادگان امام زين العابدين ( ع ) مىباشند و در زمان هشام بن عبدالملك به شهادت رسيده‌اند . پايگاه جامع امامزادگان و بقاع متبركه ايران اسلامى ( 4 ) . اصل : سوا