تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
مسأله زن و نقش برجسته او در عرصه‌هاى اجتماعى را مىتوان در نوشته‌هاى نويسندگان و اديبان و شعر شاعران معاصر به وضوح ملاحظه كرد . به تبع اين تغييرنگرش در عرصه شعر عاشورايى ، شعراى عرب نيز به حضور برجسته‌ى حضرت زينب ( س ) به عنوان حماسه‌ساز كربلا و نقش مؤثر وى در زنده نگهداشتن نهضت امام حسين ( ع ) و نيز مصايب فراوان و سنگين وارده بر حضرت بپردازند و به صورت مستقل شخصيت ايشان را در اشعارشان مطرح سازند . سيد حيدر در برخى از قصايد خود به حضور زنان و دختران در عرصه كربلا اشاره مىكند . او از ميان زنان خاندان نبوت ، تنها به ذكر نام حضرت زهرا ( س ) پرداخته ؛ آن هم به اين جهت كه او دختر پيامبر و مادر حسين است و چه بسا از اين طريق خواسته است به نسب و تبار اباعبدالله اشاره كند . در واقع شاعر ، زنان حاضر در كربلا را در زير مجموعه " نساء ، بنات أحمد ، و بنات الزهرا ، بنات فاطمه " مطرح ساخته است و به صورت مستقل به شخصيت حضرت زينب ( س ) نپرداخته است . شاعر در ابيات زير صحنه اسارت اهل بيت پيامبر ، و به آتش كشيده شدن خيمه‌ها و چادرهاى آنان را به تصوير مىكشد و چگونگى اسارت و درد و رنج آنان اشاره مىكند . با به تصوير كشيدن ريزترين حوادث سعى دارد مخاطب را از ژرفاى مصيبت‌هاى خاندان حسين ( ع ) پس از شهادت او آگاه نمايد . او با تكرار مفاهيم و آنچه در زمان اسارت رخ داده ، در صدد نمايان ساختن زشتى كار يزيديان بوده است . و در ادامه از صبر و حلم خداوند در مقابل اين فاجعه سخن مىگويد و شكايت از اين دارد كه چرا در مقابل اين ظلم صبر پيشه كرده و نظاره‌گر اين ظلم است در حالى كه خاتم نبوت و دخت گرانقدر ايشان از اين مصيبت قلب‌شان به درد آمده است پس صبر براى چه ؟ ! . به نظر نگارنده سيد حيدر در اينجا زيبا و هنرمندانه عمل كرده است ؛ چرا كه وقتى انسان به اندوه و مصيبتى عظيم مىرسد ، آنجا كه ديگر هيچ راه چاره و مفرّى نيست ، آنجا كه هر چه فرياد مىكند ، فريادرسى نيست ، در نهايت با عجز و ناتوانى تمام رو به درگاه احد لايزال مىگذارد و با دلى شكسته و قلبى اندوهگين شروع به گله و شكايت از جور زمان و ظالمان مىكند و از او مىخواهد كه حق مظلوم را ستانده و ظالم را به