عقل راسخشان مىگويد :
لاتَقس جودَ كفِّه بالغَوادى * و نَدى كفِّه يمُدُّ البُحورا
مُلأت بُردتاهُ عِلماً و حِلماً * و حِجى راسخاً و جوداً غزيرا
وَسِعت راحَتاهُ أيامَ عصرٍ * لم يلدنَ الانسانُ إلّا فتورا
حلّى ، 1404 : 38 )
جود دستش را با باران بامدادى قياس نكن ؛ در حالى كه بخشش دستش درياها را در نورديده است . در اين بيت تشبيه تفضيل وجود دارد ؛ زيرا جود او همجون ابر بهار نيست بلكه درياها كه عامل به وجود آمدن ابرها مىشود . دست آن دو امام همه درياها را بر گرفته است ، پس جود دست آنان سبب جود ابرها گرديده است و اين دو قابل قياس نيست .
لباسش از علم و حلم و عقل راسخ ، و جود فراوان ، پر شده است .
در روزگارى كه فقط انسانهاى بخيل را به دنيا مىآورد آنها گشاده دستند .
4 - 1 - 10 - 3 نتيجه
با تأمل در اشعار اين دو شاعر مىتوان دريافت كه شهريار تنها در يك قصيده به حرمين كاظمين پرداخته و در آن به ذكر صفات و ويژگىهاى دو امام بزرگوار نپرداخته و تنها به توصيف حرمين و صحن آن اكتفا كرده است اما در مقابل سيد حيدر در سه قصيده به توصيف صحن كاظمين و ويژگىها و صفات بارز فردى و اجتماعى ايشان همچون بخشندگى ، جهاد با نفس ، تقوا ، مهمان نوازى ، عدالت و غيره پرداخته است . از ديگر نكات قابل توجه در اين بخش اين است كه سيد حيدر در مدح اين دو امام به بيان ويژگىهاى مكانى و شرايط جوى آنجا و نيز بعد معنوى و روانى حاصل از حضور در صحن پرداخته كه اين حس ناشى از اين است كه شاعر در محيط آنجا نشأت يافته و با اين فضا كاملا آشناست و تأثير روانى كه اين فضاى امن در روح شاعر به جا گذاشته ، او را به توصيف اين صحن و امنيت و آرامش حاصل از آن ، آن هم در زمانى كه عراق در دست حاكمان ظالم و متعصب تركان عثمانى بود و از ناامنى و هجوم و غارت رنج مىبرد ، واداشته است و با رويكردى نقلى و عاطفى از عهده اين