3 - 3 - 1 - 3 - 6 دستگيرى از مستمندان
شهريار در مثنوى « شب و على » خواننده را سوار بر شانههاى زخمى تاريخ تشيع به پشت اعصار مىكشاند و او را در خلوت تاريك كوچههاى كوفه به تماشاى عدالتى مظلوم مىبرد . عدالتى كه با شتابى درخشان در متن شب مىلغزد . با آمدنش شب از چشمان كودكان يتيم كوفى مىريزد . شهريار با مهارت و توانايى شگرفى ، اين صحنهها را به تصوير مىكشد . وى در ابيات زير با نگرشى تاريخى و در عين حال توأم با عاطفه ، به رأفت على ، آن شهسوار ولايت و كمك به مستمندان و اطعام يتيمان در دل شب ، به صورت ناشناس اشاره مىكند . در اين ابيات غلبه عاطفه و احساس بر ساير وجوه را مىتوان به تماشا نشست :
ناشناسى كه به تاريكى شب * مىبرد شام يتيمان عرب
پادشاهى كه به شب برقع پوش * مىكشد بار گدايان بر دوش
تا نشد پردگى آن سرّ جلى * نشد افشا كه على بود على
( شهريار ، 616 : 1373 )
3 - 3 - 1 - 3 - 7 شجاعت
على ( ع ) با اينكه خون تبهكاران ، از دم شمشير برانش مى چكيد و شمشير او در جنگ هاى خانمانسوز ، در صف اول برق مى زد و در حوادث مختلف كه اغلب روح انتقام جويى ، انسانيت را از انسان سلب مىكند ، هرگز قدمى از حق فراتر نگذاشت و قطره خونى به ناحق نريخت و اين در واقع بزرگترين هنر و فضيلت اوست . شهريار در اين بيت ، از شجاعت بىمانند على ، كه يكى ديگر از خصوصيات اخلاقى و فردى حضرت است را توصيف مىكند :
شهسوارى كه به برق شمشير * در دل شب بشكافد دل شير
( خشكنابى ، 76 : 1379 )
3 - 3 - 1 - 3 - 8 سخنورى
مرحوم شيخ محمد عبده در مقدمهى شرح نهجالبلاغهى خود مىگويد : « در همهى مردم