قدسى و شكوه و عظمت و شأن ايشان در هستى و بازماندن حضرت جبرئيل در ميانه راه از همراهى كردن ايشان و نيز به علم الهى ايشان اشاره دارد . شهريار با تشبيهى زيبا و بليغ او را خسرو خورشيدى مىداند كه همه فرشتگان در مقابل شكوه و عظمت وى زبان به ثنا و تمجيد وى گشودهاند و جبرئيل از همراهى وى باز مىماند :
كشيده صف به صف حور و ملك از سدره تا طوبا * شكوه موكب آن خسرو خورشيد رايت بود
به زخم پاى خونيناش ، غم مرهم گذارى را * خدا ، سر تا به پا ، تعظيم و تكريم و عنايت بود
( خشكنابى ، 66 : 1379 )
3 - 1 - 1 - 1 - 2 ميلاد مسعود حضرت ختمى مرتبت ( ص )
با تولد پيامبر خاتم ، آفرينش دگرگونه شد و هستى رنگ نشاط و شادمانى به خود گرفت ؛ اراده خداوند بر آن قرار گرفت تا زمين و زمان در معرض تحولى شگرف قرار گيرد . گيتى جشن زندگى را آغاز كرد . حضرت محمد پا به عرصه حيات نهاد تا شكوفه زندگى از رملستانهاى مكه سر زند و تمام جهان را آذين بندد .
شاعر در ابيات زير ، ميلاد نگين نبوت ، رحمة للعالمين ، حضرت محمد ( ص ) را مژده مىدهد و براى سامان و بهبود امور مسلمين ، به ايشان متوسل مىشود .
همه نور انبيا با اوست * اوج معراج كبريا با اوست
مبدأ نور چارده معصوم * رزق از اين چارده درش مقسوم
مكتب او مربى آفاق * درس دينش مكارم الاخلاق
بارالها به سرّ اين آيات * و اينچنين نور مشتق از خود ذات