محسوب نمىشود ، اما در بعضى اوقات كه عاطفه و شور درونى بر وى غلبه مىيابد ، براى بيان حس درونى خويش به طبيعت روى مىآورد و به نوعى از رمانتيسم بهره مىگيرد . در اين ابيات رويكرد شاعر به طبيعت و الهام پذيرى از آن را براى بيان كرامت و بخشش حضرت مىتوان ديد :
وَجَدتُكَ أبسطَ فى المكارمِ راحةً * بَيضاءَ يستَقسىَ السَحابُ سحابَها
( همان : 34 )
در اين بيت " راحة " اضافه تشبيهى است و دست امام زمان ( عج ) به ابر تشبيه كرده است . همچنين در مصرع دوم تشبيه مقلوب است بدين گونه كه در اينجا ابر آسمان بايد از ابر دستان حضرت مهدى ( ع ) آب طلب كند تا بتواند ببارد .
على جودهِ اختلفَ العالَمونَ * يبشِّرُ واردَها الصادرُ
يبارى الصبا كرماً كفُّه * على أنَّه بالصَبا ساحرٌ
فإن أمطر استحيتِ الغادياتُ * و نادت : لأنتَ الحَيا الماطرُ
( حلّى ، 1404 : 43 )
يا خيرَ مَن وفدتُ لِنائلهِ * و أجلّ مَن يمشى على العَفرِ
و لهُ شمائلُ بالنَدى كرُمَت * فَغَمرنَ مَن فى البَرِّ و البحرِ
و المرءُ لم تُكرِم شمائلُه * حتّى يهينَ كرائمَ الوَفرِ
تَبرى طُلَى الأعدامِ أنمُلُه * بصنايعٍ من معدنِ التِبرِ
( حلّى ، 1404 : 46 )
تو را گشادهترين دست سفيد در مكارم يافتم كه ابر آسمان از ابر دستانت طلب آب مىكند .
و بر سر جود او عالمان اختلاف دارند ( از بسيارى جود او عالمان توان نظر دادن قطعى ندارند ) و خارج شونده از آبشخور جودش ، بر وارد شوندهى در آن ، نويد و بشارت مىدهد .