تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
الف ) قرائت مشهور آيه « كتبه » به صورت جمع است . ب ) قرائت ديگر آيه ، قرائت حمزه « 1 » و كسايى « 2 » است كه « كتبه » را به صورت مفرد « كتابه » خوانده اند ( دانى ، 1996 م ، ص 85 ؛ ابن شريح ، 2000 م ، ص 90 ) . در توجيه قرائت « كتابه » دلايل ذيل مطرح شده است : 1 . مراد از « كتاب » در اين آيه ، قرآن كريم است . پس دليلى بر جمع بودن آن وجود ندارد . 2 . دليل ديگر ، سخن ابن عباس است كه مىگويد : « كتاب » به وجه مفرد شمولش بيشتر از « كتب » به صورت جمع است ( طبرسى ، 1377 ش ، ج 1 ، ص 156 ) . ابوعبيده در توضيح اين كلام ابن عباس ، مىگويد : « كتاب » اسم مفردى است كه از آن اراده جنس مىشود ؛ يعنى « كل كتاب الله » ( ابوالفتوح رازى ، 1408 ق ، ج 4 ، ص 152 ؛ طوسى ، بى تا ، ج 2 ، ص 383 ) . اما منابع احتجاج قراءات در توجيه قرائت مشهور « كتبه » به صورت جمع هماهنگى سياق كلمات قبل و بعد را دليل اختيار وجه قرائت به جمع دانسته اند « وقرأ الباقون كتبه وحجتهم ما تقدم و ما تأخر . . . » ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 323 ) . در قرائت مشهور كلمه « كتبه » با كلمه « مَلآئِكَتِهِ » و كلمه « رُسُلِهِ » كه قبل و بعد از آن قرار گرفته اند ، هماهنگ است ؛ زيرا هر دو كلمه قبل و بعد جمع هستند .
هامش
( 1 ) . حمزه بن حبيب بن عماره بن اسماعيل الكوفى التيمى ( ( ت 80 ق ) و كنيه او ابوعماره است ، پيشوائى دانشمند ، شيخ القراء و يكى از قراء سبعه مىباشد . به الزيات ( ( زيات : روغن فروش ) معروف بود چون زيت ( ( روغن ) را از عراق ( ( كوفه ) به حلوان ( ( منطقه اى در عراق ) و پنير و گردو را از آنجا به كوفه مىآورد . حمزه بر ابومحمد بن سليمان بن مهران الأعمش و أبوحمزه حمران بن أعين و ابواسحاق عمرو بن عبدالله السبيعى و محمد بن عبدالرحمن بن أبى ليلى و طلحه بن مصرف و أبوعبدالله جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على ابن الحسين بن على ابن ابى طالب ( ( عليه السلام ) قرائت نمود . خلف و خلاد از مهمترين راويان وى هستند ( ( ذهبى ، 1413 ق ، ج 7 ، ص 90 - 92 ؛ ابن خلكان ، بى تا ، ج 2 ، ص 216 ) . ( 2 ) . على بن حمزه بن عبدالله بن عثمان از فرزندان بهمن بن فيروز از موالى بنى اسد مىباشد . او اهل كوفه بوده سپس در بغداد موطن گزيده است . كنيه او ابوالحسن و لقبش كسائى مىباشد ، چون با كساء احرام بست به اين نام ملقب گرديد . ابوبكر بن الأنبارى مىگويد : چند چيز در كسائى جمع گرديد ؛ عالم ترين مردم در نحو ، يكتاى آنها در علم غريب ( ( علمى است از علوم ادبيات و لغت عربى كه بوسيله آن كلمات سخت و دير فهم بررسى و معانى آن بيان مىشود ) و يكتاى مردم در قرآن بود . وقتى كه شاگردان نزد او زياد مىگشتند آنها را جمع نموده ، بر صندلى مىنشست و براى آنها قرآن را از ابتدا تا انتهايش تلاوت نموده آنها مىشنيدند و فرا مىگرفتند حتى جملات و وقف‌ها و ابتداءها را به خاطر مىسپردند . ليث بن خالد و حفص دورى از مهمترين راويان وى هستند ( ( ابن نديم ، 1398 ق ، ج 1 ، ص 97 ؛ ابن حبان ، 1395 ق ، ج 8 ، ص 457 - 458 ) .