بيشتر است به گونه اى كه علامه در تمام مواردى كه از اختيار يك وجه قرائى به دلالت سياق سخن مىگويد مرادش سياق معنوى است .
ميزان استفاده از سياق معنوى و لفظى در منابع احتجاج قراءات
قابل ذكر است در تحقيق حاضر چون رويكرد نگارنده يك رويكرد تفسيرى است ، تحليل اثر سياق در اختيار قراءات بر اساس معنا انجام گرفته است و در برخى موارد تحليل منابع احتجاج يا تفاسير از سياق مورد نقد قرار گرفته و نويسنده خود با تكيه بر تحليل جملات و آيات با رويكرد تفسيرى ، اثر سياق در اختيار وجه قرائى را مورد بررسى قرار داده است .
نتيجه
از بررسى ميزان هماهنگى قرائت قراء سبع با سياق ، نتايج زير حاصل مىشود :
1 . از ديدگاه منابع احتجاج قراءات ، همه قراء در اختيار وجه قرائى خود به سياق توجه داشته اند .
2 . قرائت عاصم به روايت حفص بيشترين درصد هماهنگى با سياق را دارد .
3 . انواع سياق ، سياق قرآن ، سياق سوره ، سياق آيات ، سياق جملات ، سياق كلمات مورد توجه بوده است . بيشترين استناد به سياق جملات و كمترين اسناد به سياق سوره است و اين موضوع به علت نوع رويكردى است كه منابع احتجاج قراءات به سياق دارند .
4 . رويكرد منابع احتجاج قراءات به سياق يك رويكرد لفظى است و مراد آن در بيشتر موارد ، سياق لفظى است ؛ اما منظور مفسران از سياق بيشتر سياق معنوى است .