نمودارهاى فوق نشان مىدهد منابع احتجاج قراءات و تفاسير ، سياق را يكى از قرائن تأييد و ترجيح وجوه قرائى دانسته اند و هماهنگى با هر يك از انواع سياق يكى از نقاط قوت قرائت خواهد بود . در اين ميان قرائت عاصم به روايت حفص بيشترين ميزان هماهنگى با سياق را داراست . البته دادههاى آمارى با توجه به توجيهات كتب حجة القراءات است ؛ اما با توجه به نقد و بررسىهايى كه در زمينه استناد به سياق در اين پژوهش بيان شده است ، ديده مىشود در بسيارى از موارد استناد طرفداران وجوه قرائى به سياق صحيح نيست . با توجه به اين موضوع به نظر مىرسد ، قرائت مشهور 80 درصد و قرائت غير مشهور 20 در صد هماهنگ با سياق است .
نكته ديگرى كه در بحث سياق و اثر آن در اختيار قرائت ديده مىشود ، استعمال الفاظ سياق لفظى و سياق معنوى در اين پژوهش است . مراد از سياق لفظى مواردى است كه منابع احتجاج يا مفسران با توجه به رؤوس آيه ، و الفاظ ، قرائتى را با سياق هماهنگ بدانند بدون آن كه معنا در آن نقش داشته باشد و از آن جا كه رويكرد منابع احتجاج قراءات به مسأله سياق يك رويكرد لفظى است تنها در كمتر از بيست مورد منابع احتجاج قراءات به سياق معنوى اشاره كرده اند و در بقيه موارد سياق لفظى را مؤيد يك وجه قرائى دانسته اند . يعنى چيزى حدود 94 درصد ، منظور از سياق در كتب احتجاج ، سياق لفظى است . البته مفسران چون سعى در كشف مفهوم و مدلول آيات دارند بيشتر به معنا توجه داشته و استفاده آنها از سياق معنوى براى اختيار يك وجه قرائى
اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 446
مساهمون: زهرا قاسم نژاد
ص٤٤٦