تفسيرهاى فريقين نيز در پاره اى از موارد هنگام گزارش اختلاف قرائت سياق را قرينه اى بر تقويت يك وجه قرائى مىدانند ؛ اما رويكرد آنها بيشتر به معنا است تا به هماهنگى لفظ . علامه طباطبايى هرگاه از هماهنگى قرائت با سياق سخن مىگويد ، مرادش هماهنگى قرائت با معنايى است كه از سياق آيه فهميده مىشود .
بسيارى از مواردى كه منابع احتجاج يا برخى از تفاسير سياق را مستند يك وجه قرائى مىدانند ، قابل نقد است ؛ زيرا آنها تنها به هماهنگى الفاظ توجه نموده اند . اما بررسى معنا و مفهوم آيه نكات جديدى را در بيان و تحليل اثر سياق در اختيار قرائت روشن مىكند .
طبرى اولين مفسرى است كه به بيان و گزارش اختلاف قراءات در تفسير توجه نموده و سعى دارد با دلايل و مستندات به اختيار يك وجه از قرائت بپردازد . علامه طباطبايى نيز در تفسير خود بر اين باور است كه در موارد اختلاف قرائت ، قرائت نازل شده بر پيامبر بر ما غير معلوم است و بايد كوشيد تا بدان دست يافت ؛ از اين رو ، تمام عوامل و قرائن درونى و بيرونى ترجيح قرائت ، نقش ايفا مىكنند و از جمله اين عوامل از ديدگاه علامه ، سياق است ؛ اما چون رويكرد علامه به سياق ، سياق معنوى است و نگاه طبرى در تفسير جامع البيان به سياق ، نزديك به رويكرد منابع احتجاج قراءات است ، در برخى موارد ديدگاه اين دو مفسر در بيان اثر سياق در اختيار وجه قرائى در مقابل هم قرار دارد .
با استناد به سخن برخى از قراء مانند نافع كه مىگويد : من از ميان قراءاتى كه از شيوخ خود شنيده ام ، بهترين وجه قرائت را اختيار نموده ام و پاره اى از استدلالها و توجيهات قاريانى چون كسايى و ابوعمرو كه در خلال كتب لغوى و قرائى ذكر شده است ، مىتوان گفت : اولين جرقههاى توجيه قرائت و توجه به قرائن درونى و برونى در همان زمان قراء سبع و عشر زده شده است . برخى از موارد هر چند اندك نشان مىدهد قراء به سياق در اختيار وجه قرائى خود توجه داشته اند .
توجه به واژگان مشابه در قرآن مانند ماده « فتح » ، « نزل » و . . . و چگونگى قرائت آن واژه توسط هر يك از قاريان در كل قرآن كريم نشان مىدهد كه قراء سبع در قرائت خود به سياق توجه داشته اند . اين موضوع در بررسى اختلاف قراء در واژه « فتحنا » و هماهنگى قرائت ابن عامر با سياق كلمات توضيح داده شده است .
اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: زهرا قاسم نژاد
ص٤٥٠