« خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى بازمىستاند ، و [ نيز ] روحى را كه در [ موقع ] خوابش نمرده است [ قبض مىكند ] پس آن [ نفسى ] را كه مرگ را بر او واجب كرده نگاه مىدارد ، و آن ديگر [ نَفْسها ] را تا هنگامى معين [ به سوى زندگىِ دنيا ] بازپس مىفرستد . قطعاً در اين [ امر ] براى مردمى كه مىانديشند نشانههايى [ از قدرت خدا ] ست » .
فعل « قَضَى » به دو وجه « قَضَى » و « قُضِى » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « قَضَى » به فتح قاف است ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 363 ) . فعل « قَضَى » فعل ماضى معلوم و فاعل خداوند متعال است . طرفداران قرائت « قَضَى » به وجه معلوم هماهنگى با سياق جملات را مؤيد قرائت خود دانسته اند ( ابن خالويه ، 1421 ق ، ص 310 ؛ مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 240 ) . در جملات
« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها »
و
« وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى »
فعل به وجه معلوم به خداوند متعال اسناد داده شده است و اگر « قَضَى » نيز به وجه معلوم خوانده شود ، هماهنگ با سياق جملات خواهد بود .
ب . حمزه و كسايى « قُضِى » به ضم قاف خوانده اند ( اهوازى ، 2002 م ، ص 315 ) . فعل « قُضِى » فعل ماضى مجهول و كلمه « الْمَوْتُ » مرفوع و نائب فاعل آن است . طرفداران قرائت « قُضِى » به جمله « إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى » استناد مىكنند كه به وجه مجهول بيان شده است ( ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 624 ) .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : قراء سبعه فعل « قَضَى » را به دو وجه « قَضَى » و « قُضِى » قرائت كرده اند . منابع احتجاج قراءات سياق جملات را قرينه اى بر تقويت هر دو وجه قرائى مىدانند . به نظر مىرسد با توجه به اسناد فعل به خداوند متعال در ديگر جملات ، قرائت مشهور هماهنگ با سياق جملات است .
32 .
( وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ )
( هود : 108 )
« و اما كسانى كه نيكبخت شدهاند ، تا آسمانها و زمين برجاست ، در بهشت جاودانند ، مگر آنچه پروردگارت بخواهد . [ كه اين ] بخششى است كه بريدنى نيست » .
فعل « سُعِدُواْ » به دو وجه « سُعِدُواْ » و « سَعِدوا » قرائت شده است :