« و چه بسيار پيامبرانى كه همراه او تودههاى انبوه ، كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد ، سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم [ دشمن ] نگرديدند ، و خداوند ، شكيبايان را دوست دارد » .
فعل « قَاتَلَ » به دو وجه « قَاتَلَ » و « قُتِلَ » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « قَاتَلَ » است ( ابن مهران ، 1408 ق ، ص 148 ) . فعل « قَاتَلَ » فعل ماضى از باب مفاعله است . در اعراب قرائت « قَاتَلَ » دو وجه جايز است :
1 . فاعل « قَاتَلَ » ضميرى باشد كه به « نبى » بر مىگردد و عبارت « مَعَهُ رِبِّيُّونَ » مبتدا و خبر باشد و بنا بر اين وجه ، جمله « مَعَهُ رِبِّيُّونَ » مىتواند صفت نبى يا جمله حاليه از ضمير مستتر در فعل « قَاتَلَ » باشد .
2 . واژه « رِبِّيُّونَ » فاعل « قَاتَلَ » باشد ، بنابراين جمله « قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ » صفت نبى خواهد بود .
البته اين دو وجه نحويى تفاوت معنايى زيادى ايجاد نمىكند ؛ زيرا در هر دو وجه « رِبِّيُّونَ » در معيت پيامبرشان هستند .
كتب احتجاج قراءات و تفاسير دلايل زير را علت اختيار قرائت مشهور مىدانند :
1 . قرائت « قَاتَلَ » در مدح اعم است و همه افراد را چه آنان كه كشته شده و چه آنان كه زنده اند ، شامل مىشود ( ابن عطيه ، 1422 ق ، ج 1 ، ص 521 )
2 . از سعيد بن جبير نقل شده كه هرگز پيامبرى در جنگ كشته نشده است ، پس لفظ « قُتِلَ » نمىتواند صحيح باشد ( ابوحيان اندلسى ، 1420 ق ، ج 3 ، ص 370 ) .
3 . با توجه به ادامه جمله كه مىفرمايد : « فَمَا وَهَنُواْ » اگر به قتل رسيده بودند ديگر وجهى براى بيان عبارت « فَمَا وَهَنُواْ » نبود ( ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 175 ) .
ب . ابن كثير ، ابوعمرو و نافع « قُتِلَ » به وجه مجهول قرائت كرده اند ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 242 ) . فعل « قُتِلَ » فعل ماضى از ثلاثى مجرد و مجهول است . در اعراب قرائت « قُتِلَ » نيز دو وجه جايز است :
1 . فاعل « قُتِلَ » نبى باشد .
2 . فاعل « قُتِلَ » كلمه « رِبِّيُّونَ » باشد .
اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: زهرا قاسم نژاد
ص١٩٣