تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
دين اسلام چون كوهى استوار است . آيه بعد اين معنا را كه از قرائت جمهور برداشت مىشود ، تأييد مىكند :
« فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ »
( ابراهيم : 47 ) . بنابراين سياق آيات مىتواند مؤيد قرائت مشهور باشد ( كرمانى ، 1422 ق ، ص 232 ) . پس قرائت « لِتَزُولَ » كوچكى و ضعيف بودن مكر و نيرنگ كفار را بيان مىكند . ب . كسايى « لَتَزُولُ » به فتح لام اول و ضم لام دوم قرائت كرده است ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 300 ) . بنا بر قرائت كسايى « إِن » مخفف از « إنَّ » و اسم آن ضمير شأن محذوف است . لام در « لَتَزُولُ » لام تأكيد است كه بر خبر وارد شده است و فعل « لَتَزُولُ » فعل مضارع مرفوع است ؛ زيرا از عوامل نصب و جزم عارى است ( ابن عاشور ، بى تا ، ج 12 ، ص 271 ) . آن چه در مصحف ابى بن كعب آمده است : « ومكروا مكرهم وعند الله مكرهم ولولا كلمة الله لزال من مكرهم الجبال » دلالت بر اين وجه قرائى دارد ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 27 ) . مستند كسايى قرائت امام على عليه السلام و ابن مسعود است : « وإن كاد مكرهم لتزول » ( ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 379 ؛ طوسى ، بى تا ، ج 6 ، ص 308 ) . « كاد » در كلام عرب براى مقاربت فعل به كار رفته و اين قرائت دلالت بر عظمت مكرشان دارد ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 28 ) . علامه در بيان معناى جمله « وإن كان مكرهُم لِتَزوُل منه الجبال » مىگويد : « و با در نظر گرفتن آيه قبلى معنا چنين مىشود : برايتان معلوم شد كه ما چه معامله‌اى با آنها كرديم و حال آنكه آنان آنچه در طاقتشان بود در نقشه چينى و مكر به كار بردند ، غافل از اينكه خدا به مكرشان احاطه دارد ، هر چند هم كه مكرشان عظيم‌تر از آنچه كردند مىبود و كوه‌ها را از ميان مىبرد . و چه بسا كه گفته‌اند : كلمه « ان » در جمله مورد بحث وصليه نيست ، بلكه نافيه است و لام در لتزول لامى است كه بر سر منفى در مىآيد . و جبال كنايه از آيات و معجزات است . و معناى جمله اين است كه : مكر ايشان هرگز نخواهد توانست آيات و معجزات خدايى را كه مانند كوه‌هاى پا بر جا و غير قابل زوالند از بين ببرد و باطل سازد . آن گاه اين تفسير خود را به قرائت ابن مسعود كه آيه را به صورت و ما كان مكرهم خوانده است تاييد نموده‌اند . و ليكن معنايى است بعيد » ( طباطبايى ، 1417 ق ، ج 12 ، ص 85 ) .