تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
بنابراين قرائت به رفع دلالت بر حالى دارد كه رسول خدا صلى الله عليه وآله بر آن بود و تقدير كلام بدين صورت است : « وَزُلْزِلُواْ فيما مَضَى حَتَّى إنَّ الرَّسُول يَقُولُ » . طرفداران قرائت نافع ، سياق جملات را دليل اختيار قرائت « يَقُوُلُ » دانسته و مىگويند : سياق جملات مؤيد و مرجح قرائت رفع است ؛ زيرا غايت بودن جمله « يقول الرسول » براى عبارت « زلزلوا » مناسبت چندانى ندارد ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 290 ) . يعنى از نظر فهم متعارف گفته نمىشود : « كسانى در تگناى شديد قرار گرفتند تا بگويند كى پيروزى خدا فرا مىرسد » بلكه گفته مىشود : « كسانى در تنگناى شديد قرار گرفتند تا اينكه گفتند : نصرت خداوند كى فرا مىرسد » . به علاوه قرائت اعمش كه به جاى « حَتَّى » ، واو قرائت كرده است : « وَزُلْزِلُواْ وَيَقُولُ الرَّسُولُ » ( قرطبى ، 1364 ش ، ج 3 ، ص 35 ) ، قرائت به رفع را تأييد مىكند . علامه نيز مىگويد : « كلمه ( يقول ) به نصب لام خوانده شده و بنا بر اين قرائت جمله در معناى غايت و نتيجه است . براى جملات قبل بعضى هم آن را به ضمه لام خوانده‌اند . و بنا بر اين قرائت جمله نامبرده حكايت حال گذشته است ، و هر چند هر دو معنا صحيح است ، ليكن دومى با سياق مناسب‌تر است ، براى اينكه اگر جمله نامبرده غايتى باشد كه جمله ( زلزلوا ) را تعليل كند ، آن طور كه بايد با سياق مناسب نيست » ( طباطبايى ، 1417 ق ، ج 2 ، ص 160 ) . تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : بنا بر آن چه نحوپژوهان در اعراب فعل بعد از « حَتَّى » مىگويند ، قرائت به نصب و رفع فعل « يقول » در آيه
« وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ »
صحيح است و دو معنايى هم كه از قرائت به نصب و رفع « يقول » به دست مىآيد ، صحيح است . در قرائت به رفع « وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولُ الرَّسُولُ » جمله « حتى يقولُ » حكايت از گذشته مىكند ، يعنى « متزلزل شدند و در اين حالت رسول خدا گفت . . . » . در قرائت به نصب « حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ » جمله « يقولَ الرسول » غايت و نتيجه كلام ماقبل است . طرفداران قرائت نافع سياق جملات را مؤيد قرائت به رفع مىدانند . زيرا غايت بودن جمله « يقولُ الرسول » براى عبارت « زلزلوا » مناسبت چندانى ندارد . به نظر مىرسد آن گونه كه طبرى معتقد است قرائت مشهور هماهنگ با سياق كلمات است ؛ زيرا فعل « زلزلوا » به معناى ترس از دشمنان است و اين ترس در يك بازه زمانى ادامه داشته