بررسى اسطوره در شعر اخوان ثالث وعبدالوهاب البياتى
كلثوم صديقى « 1 »
محمد شيردل « 2 »
چكيده
در دوران معاصر ، اساطير توسط برخى از شاعران و سرايندگان نامدار دو ادبيات مورد توجه و پرداخت شعرى قرار گرفته است . پژوهش حاضر به بررسى تطبيقى جايگاه اسطوره در اشعار و سرودههاى مهدى اخوان ثالث در ايران و عبد الوهاب البياتى در ادبيات معاصر عراق مىپردازد .
نگارندگان در اين جستار بر آن بودهاند تا با بهكارگيرى شيوه تحليل و نقد اسطورهگرا پس از گذرى كوتاه بر زندگى و ادبيات اخوان ثالث ، شاعر برجسته معاصر و بيان موجز شرح حال عبد الوهاب البياتى ، گذارى بر جريان شعر نو در دو گونه ادبيات فارسى و عربى داشته باشند و در فرجام اشعار اسطورهگراى اين دو شاعر برجسته را در ترازوى مقايسه وتطبيق مورد ارزيابى و سنجش قرار دهند .
برآيند نهايى جستار پيش رو حكايت از آن دارد كه اخوان ثالث و بياتى در شيوه سرايش اسطورهگراى خويش كوشيدهاند تا با فراخوان قهرمانان و پهلوانان اسطورههاى ملى از همانندان گرشاسب ، سام و پشووتن در ادبيات اخوان ثالث و سندباد ، سيزيف و تموز در سرودههاى بياتى جان تازهاى به كالبد عزت و شرف ميهن خويش بدمند و با فراخوان اساطير رهايى در برابر ظلم و استبداد به پا خيزند .
كليد واژه : اسطوره ، شعر معاصر فارسى ، شعر معاصر عربى ، مهدى اخوان ثالث ، عبد الوهاب البياتى .
هامش
( 1 ) . استاديار و عضو هيأت علمى گروه زبان و ادبيات عربى دانشگاه فردوسى مشهد /seddighi @ ferdowsi . um . ac . ir( 2 ) . كارشناس ارشد زبان و ادبيات عربى دانشگاه فردوسى مشهد